پرش به محتوای اصلی
حافظ حافظ

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۲

حالِ دل با تو گفتنم، هوس است

خبرِ دل شِنُفتَنَم، هوس است

طَمَعِ خام بین که قِصهٔ فاش

از رقیبان نَهُفتَنَم، هوس است

شبِ قدری چنین عزیزِ شریف

با تو تا روز خُفتنم، هوس است

وه که دُردانه‌ای چنین نازک

در شبِ تار سُفتنم، هوس است

ای صبا امشبَم مَدَد فرمای

که سحرگه شکفتنم، هوس است

از برای شَرَف به نوُکِ مژه

خاکِ راهِ تو رفتنم، هوس است

همچو حافظ به رَغمِ مُدَعیان

شعرِ رندانه گفتنم، هوس است

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۴کُنون که بر کفِ گُل، جامِ بادهٔ صاف است
  2. غزل شمارهٔ ۴۵در این زمانه، رفیقی که خالی از خَلَل است
  3. غزل شمارهٔ ۴۶گُل در بَر و مِی در کَف و معشوق به کام است
  4. غزل شمارهٔ ۴۷به کویِ میکده هر سالِکی که رَه دانست
  5. غزل شمارهٔ ۴۸صوفی از پرتو مِی رازِ نهانی دانست
  6. غزل شمارهٔ ۴۹روضهٔ خُلدِ برین خلوتِ درویشان است
  7. غزل شمارهٔ ۵۰به دامِ زلفِ تو دل مبتلایِ خویشتن است
  8. غزل شمارهٔ ۵۱لعلِ سیرابِ به‌خون‌تشنه‌، لب یار من است
همه‌ی غزلیات ←

حافظ درباره‌ی حافظ

خواجه شمس‌الدین محمد شیرازی متخلص به «حافظ» و مشهور به «لسان‌الغیب» غزل‌سرای بزرگ و از بزرگان شعر و ادب پارسی است. از زندگانی وی همانند دیگر بزرگان و سخنوران کهن ایرانی به رغم شهرت فوق‌العادهٔ او اطلاعات دقیقی در دست نیست و حتی در مورد نام دقیق وی (محمد یا شمس‌الدین) و خاستگاه وی و سال‌های عمر او اختلاف نظر وجود دارد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.