پرش به محتوای اصلی
حافظ حافظ

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۸

صوفی از پرتو مِی رازِ نهانی دانست

گوهرِ هر کس از این لعل، توانی دانست

قدر مجموعهٔ گل، مرغِ سَحَر داند و بس

که نه هر کو ورقی خواند، معانی دانست

عرضه کردم دو جهان بر دلِ کاراُفتاده

به جز از عشقِ تو باقی همه فانی دانست

آن شد اکنون که ز اَبنایِ عَوام اندیشم

مُحتَسِب نیز در این عیشِ نهانی دانست

دل‌بر، آسایش ما مَصلحتِ وقت ندید

ور نه از جانبِ ما دل‌نگرانی دانست

سنگ و گِل را کُنَد از یُمنِ نظر لعل و عقیق

هر که قَدرِ نفسِ بادِ یمانی دانست

ای که از دفترِ عقل، آیت عشق آموزی

ترسم این نکته به تَحقیق ندانی دانست

مِی بیاور که ننازد به گلِ باغِ جهان

هر که غارت‌گریِ بادِ خزانی دانست

حافظ این گوهرِ مَنظوم که از طَبع اَنگیخت

زَ اثرِ تربیتِ آصِفِ ثانی دانست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۰به دامِ زلفِ تو دل مبتلایِ خویشتن است
  2. غزل شمارهٔ ۵۱لعلِ سیرابِ به‌خون‌تشنه‌، لب یار من است
  3. غزل شمارهٔ ۵۲روزْگاری‌ست که سودایِ بُتان، دینِ من است
  4. غزل شمارهٔ ۵۳منم که گوشهٔ میخانه، خانقاهِ من است
  5. غزل شمارهٔ ۵۴ز گریه مَردُمِ چشمم نشسته در خون است
  6. غزل شمارهٔ ۵۵خَمِ زلفِ تو دامِ کفر و دین است
  7. غزل شمارهٔ ۵۶دل سراپردهٔ محبتِ اوست
  8. غزل شمارهٔ ۵۷آن سیه‌چَرده که شیرینیِ عالَم با اوست
همه‌ی غزلیات ←

حافظ درباره‌ی حافظ

خواجه شمس‌الدین محمد شیرازی متخلص به «حافظ» و مشهور به «لسان‌الغیب» غزل‌سرای بزرگ و از بزرگان شعر و ادب پارسی است. از زندگانی وی همانند دیگر بزرگان و سخنوران کهن ایرانی به رغم شهرت فوق‌العادهٔ او اطلاعات دقیقی در دست نیست و حتی در مورد نام دقیق وی (محمد یا شمس‌الدین) و خاستگاه وی و سال‌های عمر او اختلاف نظر وجود دارد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.