پرش به محتوای اصلی
حافظ حافظ

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۳

منم که گوشهٔ میخانه، خانقاهِ من است

دعایِ پیرِ مُغان، وِرْدِ صُبْحگاهِ من است

گَرَم ترانهٔ چنگ صَبوح نیست چه باک

نوایِ من به سَحَر، آهِ عُذْرخواهِ من است

ز پادشاه و گِدا، فارِغم بِحَمْدِالله

گِدایِ خاکِ دَرِ دوست، پادشاهِ من است

غَرَض زِ مَسْجِد و مِیخانه‌ام، وِصالِ شماست

جُز این خیال ندارم، خُدا، گُواهِ من است

مَگَر به تیغِ اَجَل، خیمه بَرکَنَم ور نی

رَمیدن از دَرِ دولت، نه رَسْم و راهِ من است

از آن زَمان که بر این آسْتان نَهادم روی

فَرازِ مَسْنَدِ خورشید، تِکْیِه‌گاهِ من است

گُناه اگرچه نبود اختیارِ ما، «حافظ»!

تو در طریقِ اَدَب باش، گو گُناهِ من است

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۵خَمِ زلفِ تو دامِ کفر و دین است
  2. غزل شمارهٔ ۵۶دل سراپردهٔ محبتِ اوست
  3. غزل شمارهٔ ۵۷آن سیه‌چَرده که شیرینیِ عالَم با اوست
  4. غزل شمارهٔ ۵۸سرِ ارادتِ ما و آستانِ حضرت دوست
  5. غزل شمارهٔ ۵۹دارم امید عاطفتی از جناب دوست
  6. غزل شمارهٔ ۶۰آن پیکِ ناموَر که رسید از دیارِ دوست
  7. غزل شمارهٔ ۶۱صبا اگر گذری اُفتَدَت به کشور دوست
  8. غزل شمارهٔ ۶۲مرحبا ای پیکِ مشتاقان بده پیغامِ دوست
همه‌ی غزلیات ←

حافظ درباره‌ی حافظ

خواجه شمس‌الدین محمد شیرازی متخلص به «حافظ» و مشهور به «لسان‌الغیب» غزل‌سرای بزرگ و از بزرگان شعر و ادب پارسی است. از زندگانی وی همانند دیگر بزرگان و سخنوران کهن ایرانی به رغم شهرت فوق‌العادهٔ او اطلاعات دقیقی در دست نیست و حتی در مورد نام دقیق وی (محمد یا شمس‌الدین) و خاستگاه وی و سال‌های عمر او اختلاف نظر وجود دارد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.