پرش به محتوای اصلی
حافظ حافظ

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۶

دل سراپردهٔ محبتِ اوست

دیده آیینه‌دارِ طلعت اوست

من که سر در نیاورم به دو کون

گردنم زیرِ بارِ منتِ اوست

تو و طوبی و ما و قامتِ یار

فکرِ هر کس به قدرِ همتِ اوست

گر من آلوده‌دامنم چه عجب

همه عالم گواهِ عصمتِ اوست

من که باشم در آن حرم که صبا

پرده‌دارِ حریمِ حُرمتِ اوست

بی خیالش مباد منظرِ چشم

زآن که این گوشه جایِ خلوتِ اوست

هر گلِ نو که شد چمن‌آرای

زَ اثر رنگ و بویِ صحبتِ اوست

دورِ مجنون گذشت و نوبتِ ماست

هر کسی پنج روز، نوبتِ اوست

مُلکَتِ عاشقیّ و گنجِ طرب

هر چه دارم ز یُمنِ همتِ اوست

من و دل گر فدا شدیم چه باک؟

غرض اندر میان سلامتِ اوست

فقرِ ظاهر مبین که حافظ را

سینه گنجینهٔ محبتِ اوست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۸سرِ ارادتِ ما و آستانِ حضرت دوست
  2. غزل شمارهٔ ۵۹دارم امید عاطفتی از جناب دوست
  3. غزل شمارهٔ ۶۰آن پیکِ ناموَر که رسید از دیارِ دوست
  4. غزل شمارهٔ ۶۱صبا اگر گذری اُفتَدَت به کشور دوست
  5. غزل شمارهٔ ۶۲مرحبا ای پیکِ مشتاقان بده پیغامِ دوست
  6. غزل شمارهٔ ۶۳رویِ تو کس ندید و هزارت رقیب هست
  7. غزل شمارهٔ ۶۴اگر چه عرض هنر پیشِ یار بی‌ادبی‌ست
  8. غزل شمارهٔ ۶۵خوش‌تر ز عیش و صحبت و باغ و بهار چیست؟
همه‌ی غزلیات ←

حافظ درباره‌ی حافظ

خواجه شمس‌الدین محمد شیرازی متخلص به «حافظ» و مشهور به «لسان‌الغیب» غزل‌سرای بزرگ و از بزرگان شعر و ادب پارسی است. از زندگانی وی همانند دیگر بزرگان و سخنوران کهن ایرانی به رغم شهرت فوق‌العادهٔ او اطلاعات دقیقی در دست نیست و حتی در مورد نام دقیق وی (محمد یا شمس‌الدین) و خاستگاه وی و سال‌های عمر او اختلاف نظر وجود دارد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.