پرش به محتوای اصلی
حافظ حافظ

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۴

کُنون که بر کفِ گُل، جامِ بادهٔ صاف است

به صد هزار زبان، بلبلش در اوصاف است

بخواه دَفْتَرِ اَشعار و راهِ صَحرا گیر

چه وَقْتِ مدرسه و بَحْثِ کَشْفِ کَشّاف است؟

فقیهِ مدرسه، دی، مَسْت بود و فَتوی داد

که مِی، حَرام ولی بِهْ ز مالِ اوقاف است

به دُرد و صاف، تو را حُکْم نیست خوش دَرکَش

که هرچه ساقیِ ما کَرْد عِیْنِ اَلطاف است

بِبُر ز خَلق و چو عَنقا، قیاسِ کار بگیر

که صیتِ گوشه‌نشینان، زِ قاف تا قاف است

حَدیثِ مُدّعیان و خیالِ همکاران

همان حکایتِ زَردوز و بوریاباف است

خموش «حافظ» و این نکته‌هایِ چونِ زَرِ سُرخ

نگاه دار که قَلّابِ شهر، صَرّاف است

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۶گُل در بَر و مِی در کَف و معشوق به کام است
  2. غزل شمارهٔ ۴۷به کویِ میکده هر سالِکی که رَه دانست
  3. غزل شمارهٔ ۴۸صوفی از پرتو مِی رازِ نهانی دانست
  4. غزل شمارهٔ ۴۹روضهٔ خُلدِ برین خلوتِ درویشان است
  5. غزل شمارهٔ ۵۰به دامِ زلفِ تو دل مبتلایِ خویشتن است
  6. غزل شمارهٔ ۵۱لعلِ سیرابِ به‌خون‌تشنه‌، لب یار من است
  7. غزل شمارهٔ ۵۲روزْگاری‌ست که سودایِ بُتان، دینِ من است
  8. غزل شمارهٔ ۵۳منم که گوشهٔ میخانه، خانقاهِ من است
همه‌ی غزلیات ←

حافظ درباره‌ی حافظ

خواجه شمس‌الدین محمد شیرازی متخلص به «حافظ» و مشهور به «لسان‌الغیب» غزل‌سرای بزرگ و از بزرگان شعر و ادب پارسی است. از زندگانی وی همانند دیگر بزرگان و سخنوران کهن ایرانی به رغم شهرت فوق‌العادهٔ او اطلاعات دقیقی در دست نیست و حتی در مورد نام دقیق وی (محمد یا شمس‌الدین) و خاستگاه وی و سال‌های عمر او اختلاف نظر وجود دارد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.