پرش به محتوای اصلی
حافظ حافظ

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۳

صَحنِ بُستان ذوق‌بخش و صحبتِ یاران خوش است

وقتِ گل خوش باد کز وی وقتِ می‌خواران خوش است

از صبا هر دم مشامِ جانِ ما خوش می‌شود

آری آری طیبِ اَنفاسِ هواداران خوش است

ناگشوده گُل نِقاب، آهنگِ رحلت ساز کرد

ناله‌ کن بلبل که گلبانگِ دل‌اَفکاران خوش است

مرغِ خوشخوان را بشارت باد کاندر راهِ عشق

دوست را با نالهٔ شب‌های بیداران خوش است

نیست در بازارِ عالَم خوشدلی ور زان که هست

شیوهٔ رندی و خوش‌باشیِ عیاران خوش است

از زبانِ سوسنِ آزاده‌ام آمد به گوش

کاندر این دِیرِ کهن، کارِ سبکباران خوش است

حافظا! تَرکِ جهان گفتن طریقِ خوشدلیست

تا نپنداری که احوالِ جهان‌داران خوش است

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۵در این زمانه، رفیقی که خالی از خَلَل است
  2. غزل شمارهٔ ۴۶گُل در بَر و مِی در کَف و معشوق به کام است
  3. غزل شمارهٔ ۴۷به کویِ میکده هر سالِکی که رَه دانست
  4. غزل شمارهٔ ۴۸صوفی از پرتو مِی رازِ نهانی دانست
  5. غزل شمارهٔ ۴۹روضهٔ خُلدِ برین خلوتِ درویشان است
  6. غزل شمارهٔ ۵۰به دامِ زلفِ تو دل مبتلایِ خویشتن است
  7. غزل شمارهٔ ۵۱لعلِ سیرابِ به‌خون‌تشنه‌، لب یار من است
  8. غزل شمارهٔ ۵۲روزْگاری‌ست که سودایِ بُتان، دینِ من است
همه‌ی غزلیات ←

حافظ درباره‌ی حافظ

خواجه شمس‌الدین محمد شیرازی متخلص به «حافظ» و مشهور به «لسان‌الغیب» غزل‌سرای بزرگ و از بزرگان شعر و ادب پارسی است. از زندگانی وی همانند دیگر بزرگان و سخنوران کهن ایرانی به رغم شهرت فوق‌العادهٔ او اطلاعات دقیقی در دست نیست و حتی در مورد نام دقیق وی (محمد یا شمس‌الدین) و خاستگاه وی و سال‌های عمر او اختلاف نظر وجود دارد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.