پرش به محتوای اصلی
حافظ حافظ

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۴

مطلب طاعت و پیمان و صلاح از من مست

که به پیمانه‌کشی شهره شدم روز الست

من همان دم که وضو ساختم از چشمهٔ عشق

چار تکبیر زدم یکسره بر هرچه که هست

می بده تا دهمت آگهی از سِرّ قضا

که به روی که شدم عاشق و از بوی که مست

کمر کوه کم است از کمر مور اینجا

ناامید از در رحمت مشو ای باده‌پرست

بجز آن نرگس مستانه که چشمش مرساد

زیر این طارم فیروزه کسی خوش ننشست

جان فدای دهنش باد که در باغ نظر

چمن آرای جهان، خوشتر از این غنچه نبست

حافظ از دولت عشق تو سلیمانی شد

یعنی از وصل تواَش نیست بجز باد به دست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۶زلف‌آشفته و خِوی‌کرده و خندان‌لب و مست
  2. غزل شمارهٔ ۲۷در دیرِ مغان آمد، یارم قدحی در دست
  3. غزل شمارهٔ ۲۸به جانِ خواجه و حقِ قدیم و عهدِ درست
  4. غزل شمارهٔ ۲۹ما را زِ خیالِ تو چه پروایِ شراب است؟
  5. غزل شمارهٔ ۳۰زلفت هزار دل به یکی تار مو ببست
  6. غزل شمارهٔ ۳۱آن شبِ قدری که گویند اهلِ خلوت امشب است
  7. غزل شمارهٔ ۳۲خدا چو صورتِ ابرویِ دلگشای تو بست
  8. غزل شمارهٔ ۳۳خلوت گُزیده را به تماشا چه حاجت است
همه‌ی غزلیات ←

حافظ درباره‌ی حافظ

خواجه شمس‌الدین محمد شیرازی متخلص به «حافظ» و مشهور به «لسان‌الغیب» غزل‌سرای بزرگ و از بزرگان شعر و ادب پارسی است. از زندگانی وی همانند دیگر بزرگان و سخنوران کهن ایرانی به رغم شهرت فوق‌العادهٔ او اطلاعات دقیقی در دست نیست و حتی در مورد نام دقیق وی (محمد یا شمس‌الدین) و خاستگاه وی و سال‌های عمر او اختلاف نظر وجود دارد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.