پرش به محتوای اصلی
حافظ حافظ

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۳

خیالِ رویِ تو در هر طریق همرهِ ماست

نسیمِ مویِ تو، پیوندِ جانِ آگهِ ماست

به رَغمِ مدّعیانی که منعِ عشق کنند

جمالِ چهرهٔ تو، حجّتِ موجّهِ ماست

ببین که سیبِ زنخدانِ تو چه می‌گوید

هزار یوسفِ مصری، فتاده در چَهِ ماست

اگر به زلفِ درازِ تو، دستِ ما نرسد

گناهِ بختِ پریشان و دستِ کوتهِ ماست

به حاجبِ درِ خلوت‌سرایِ خاص بگو

فُلان ز گوشه‌نشینانِ خاکِ درگهِ ماست

به صورت از نظر ما اگر چه محجوب است

همیشه در نظرِ خاطرِ مرفّهِ ماست

اگر به سالی حافظ دری زَنَد، بگشای

که سال‌هاست که مشتاقِ رویِ چون مهِ ماست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۵شکفته شد گل حَمرا و گشت بلبل مست
  2. غزل شمارهٔ ۲۶زلف‌آشفته و خِوی‌کرده و خندان‌لب و مست
  3. غزل شمارهٔ ۲۷در دیرِ مغان آمد، یارم قدحی در دست
  4. غزل شمارهٔ ۲۸به جانِ خواجه و حقِ قدیم و عهدِ درست
  5. غزل شمارهٔ ۲۹ما را زِ خیالِ تو چه پروایِ شراب است؟
  6. غزل شمارهٔ ۳۰زلفت هزار دل به یکی تار مو ببست
  7. غزل شمارهٔ ۳۱آن شبِ قدری که گویند اهلِ خلوت امشب است
  8. غزل شمارهٔ ۳۲خدا چو صورتِ ابرویِ دلگشای تو بست
همه‌ی غزلیات ←

حافظ درباره‌ی حافظ

خواجه شمس‌الدین محمد شیرازی متخلص به «حافظ» و مشهور به «لسان‌الغیب» غزل‌سرای بزرگ و از بزرگان شعر و ادب پارسی است. از زندگانی وی همانند دیگر بزرگان و سخنوران کهن ایرانی به رغم شهرت فوق‌العادهٔ او اطلاعات دقیقی در دست نیست و حتی در مورد نام دقیق وی (محمد یا شمس‌الدین) و خاستگاه وی و سال‌های عمر او اختلاف نظر وجود دارد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.