پرش به محتوای اصلی
حافظ حافظ

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۹

ای نسیمِ سحر آرامگَهِ یار کجاست؟

منزلِ آن مَهِ عاشق‌کُشِ عَیّار کجاست؟

شبِ تار است و رَهِ وادیِ اَیمَن در پیش

آتشِ طور کجا موعدِ دیدار کجاست؟

هر که آمد به جهان نقشِ خرابی دارد

در خرابات بگویید که هُشیار کجاست؟

آن‌کس است اهلِ بشارت که اشارت داند

نکته‌ها هست بسی مَحرمِ اسرار کجاست؟

هر سرِ مویِ مرا با تو هزاران کار است

ما کجاییم و مَلامت‌گرِ بی‌کار کجاست؟

باز پرسید ز گیسویِ شِکَن در شِکَنَش

کاین دلِ غم‌زده سرگشته گرفتار کجاست؟

عقل دیوانه شد آن سلسلهٔ مُشکین کو؟

دل ز ما گوشه گرفت ابرویِ دلدار کجاست؟

ساقی و مُطرب و مِی جمله مُهَیّاست ولی

عیش بی‌یار مُهیّا نشود یار کجاست؟

حافظ از بادِ خزان در چمنِ دَهر مَرَنج

فکرِ معقول بفرما گُلِ بی‌خار کجاست؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۱دل و دینم شد و دلبر به ملامت برخاست
  2. غزل شمارهٔ ۲۲چو بشنوی سخنِ اهلِ دل، مگو که خطاست
  3. غزل شمارهٔ ۲۳خیالِ رویِ تو در هر طریق همرهِ ماست
  4. غزل شمارهٔ ۲۴مطلب طاعت و پیمان و صلاح از من مست
  5. غزل شمارهٔ ۲۵شکفته شد گل حَمرا و گشت بلبل مست
  6. غزل شمارهٔ ۲۶زلف‌آشفته و خِوی‌کرده و خندان‌لب و مست
  7. غزل شمارهٔ ۲۷در دیرِ مغان آمد، یارم قدحی در دست
  8. غزل شمارهٔ ۲۸به جانِ خواجه و حقِ قدیم و عهدِ درست
همه‌ی غزلیات ←

حافظ درباره‌ی حافظ

خواجه شمس‌الدین محمد شیرازی متخلص به «حافظ» و مشهور به «لسان‌الغیب» غزل‌سرای بزرگ و از بزرگان شعر و ادب پارسی است. از زندگانی وی همانند دیگر بزرگان و سخنوران کهن ایرانی به رغم شهرت فوق‌العادهٔ او اطلاعات دقیقی در دست نیست و حتی در مورد نام دقیق وی (محمد یا شمس‌الدین) و خاستگاه وی و سال‌های عمر او اختلاف نظر وجود دارد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.