پرش به محتوای اصلی
حافظ حافظ

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۸

ساقیا آمدنِ عید مبارک بادت

وان مَواعید که کردی مَرَوَد از یادت

در شگفتم که در این مدّتِ ایّامِ فِراق

برگرفتی ز حریفان دل و دل می‌دادت

برسان بندگیِ دختر رَز، گو به درآی

که دَم و همّت ما کرد ز بند، آزادت

شادی مجلسیان در قدم و مقدم توست

جای غم باد، مَر آن دل که نخواهد شادت

شکر ایزد که ز تاراجِ خزان رخنه نیافت

بوستانِ سمن و سرو و گل و شمشادت

چشمِ بد دور کز آن تفرقه‌ات بازآورد

طالعِ ناموَر و دولتِ مادرزادت

حافظ از دست مده دولت این کشتی نوح

ور نه طوفانِ حوادث بِبَرَد بُنیادت

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۰روزه یک‌سو شد و عید آمد و دل‌ها برخاست
  2. غزل شمارهٔ ۲۱دل و دینم شد و دلبر به ملامت برخاست
  3. غزل شمارهٔ ۲۲چو بشنوی سخنِ اهلِ دل، مگو که خطاست
  4. غزل شمارهٔ ۲۳خیالِ رویِ تو در هر طریق همرهِ ماست
  5. غزل شمارهٔ ۲۴مطلب طاعت و پیمان و صلاح از من مست
  6. غزل شمارهٔ ۲۵شکفته شد گل حَمرا و گشت بلبل مست
  7. غزل شمارهٔ ۲۶زلف‌آشفته و خِوی‌کرده و خندان‌لب و مست
  8. غزل شمارهٔ ۲۷در دیرِ مغان آمد، یارم قدحی در دست
همه‌ی غزلیات ←

حافظ درباره‌ی حافظ

خواجه شمس‌الدین محمد شیرازی متخلص به «حافظ» و مشهور به «لسان‌الغیب» غزل‌سرای بزرگ و از بزرگان شعر و ادب پارسی است. از زندگانی وی همانند دیگر بزرگان و سخنوران کهن ایرانی به رغم شهرت فوق‌العادهٔ او اطلاعات دقیقی در دست نیست و حتی در مورد نام دقیق وی (محمد یا شمس‌الدین) و خاستگاه وی و سال‌های عمر او اختلاف نظر وجود دارد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.