پرش به محتوای اصلی
حافظ حافظ

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۷

سینه از آتش دل، در غمِ جانانه بسوخت

آتشی بود در این خانه که کاشانه بسوخت

تنم از واسطهٔ دوریِ دلبر بگداخت

جانم از آتشِ مهرِ رخِ جانانه بسوخت

سوزِ دل بین که ز بس آتش اشکم، دلِ شمع

دوش بر من ز سرِ مِهر، چو پروانه بسوخت

آشنایی نه غریب است که دلسوزِ من است

چون من از خویش برفتم، دلِ بیگانه بسوخت

خرقهٔ زهدِ مرا، آبِ خرابات ببُرد

خانهٔ عقلِ مرا، آتشِ میخانه بسوخت

چون پیاله دلم از توبه که کردم بشکست

همچو لاله، جگرم بی می و خُمخانه بسوخت

ماجرا کم کن و بازآ که مرا مردمِ چشم

خرقه از سر به درآورد و به شکرانه بسوخت

ترک افسانه بگو حافظ و مِی نوش دمی

که نَخُفتیم شب و شمع به افسانه بسوخت

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۹ای نسیمِ سحر آرامگَهِ یار کجاست؟
  2. غزل شمارهٔ ۲۰روزه یک‌سو شد و عید آمد و دل‌ها برخاست
  3. غزل شمارهٔ ۲۱دل و دینم شد و دلبر به ملامت برخاست
  4. غزل شمارهٔ ۲۲چو بشنوی سخنِ اهلِ دل، مگو که خطاست
  5. غزل شمارهٔ ۲۳خیالِ رویِ تو در هر طریق همرهِ ماست
  6. غزل شمارهٔ ۲۴مطلب طاعت و پیمان و صلاح از من مست
  7. غزل شمارهٔ ۲۵شکفته شد گل حَمرا و گشت بلبل مست
  8. غزل شمارهٔ ۲۶زلف‌آشفته و خِوی‌کرده و خندان‌لب و مست
همه‌ی غزلیات ←

حافظ درباره‌ی حافظ

خواجه شمس‌الدین محمد شیرازی متخلص به «حافظ» و مشهور به «لسان‌الغیب» غزل‌سرای بزرگ و از بزرگان شعر و ادب پارسی است. از زندگانی وی همانند دیگر بزرگان و سخنوران کهن ایرانی به رغم شهرت فوق‌العادهٔ او اطلاعات دقیقی در دست نیست و حتی در مورد نام دقیق وی (محمد یا شمس‌الدین) و خاستگاه وی و سال‌های عمر او اختلاف نظر وجود دارد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.