پرش به محتوای اصلی
سراج قمری سراج قمری

غزلیات

شمارهٔ ۵

هین در دهید باده که آنها که آگهند

حلقه بگوش این نمط و خاک این رهند

ضدند جان و تن، قدح باده دردهید

تا یک دم از مصاحبت خویش وارهند

رنگی زرنگ باده ندیدند خوبتر

آنها که رنگ یافته ی صبغة الللهند

جز سوی جام دست درازی نمی کنند

آنها که از متاع جهان دست کوتهند

نقش جهان امر، در این جام دیده اند

خلقی که از حقایق اسرار آگهند

روشن دل اندو، پاک و پگه خیز همچو صبح

کآماده از برای شراب سحر گهند

قومی زچشمه ی قدح، آبی نمی خورند

تا لاجرم به خویش فرو رفته چون چهند

روشیر گیرشو، زشرابی چو چشم شیر

کاینها زحیله های مزور چو روبهند

جامی بخواه غیرت جام جهان نمای

زان ساقی بی که پیشش حوران کله نهند

حالی زحور و باده نشین در بهشت نقد

زیرا که در بهشت همین وعده می دهند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷ای نعل من از غمت در آتش
  2. شمارهٔ ۸سرو، نازان شود ز رفتارش
  3. شمارهٔ ۹ای به دو چشم نرگسین آفت روزگار من
  4. شمارهٔ ۱۰دم او، زنده کند مرده از انک
  5. شمارهٔ ۱۱در این دوران تنی محرم نیابی
  6. شمارهٔ ۱۲در حق من ز حادثه نامهربان‌تری
  7. شمارهٔ ۱۳به جان آمدم بی‌تو، جانا کجایی؟
  8. شمارهٔ ۱۴ای طره‌های خوبان، از نافهٔ تو بویی
همه‌ی غزلیات ←

سراج قمری درباره‌ی سراج قمری

سراج‌الدین قُمری آمُلی معروف به سراج قمری یا قمری آملی (درگذشتهٔ ۶۲۵ ق.) از شاعران قرن ششم و اوایل قرن هفتم است. برخی او را خوارزمی و بعضی گرگانی دانسته‌اند ولی غالباً او را آملی می‌دانند. وی با عمادی شهریاری و کمال اسماعیل هم‌روزگار بوده و مداحی سلطان غیاث‌الدین ملکشاه خوارزمی را می‌نموده است. دیوان سراج قمری سیزده ه...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.