پرش به محتوای اصلی
سراج قمری سراج قمری

غزلیات

شمارهٔ ۱۱

در این دوران تنی محرم نیابی

لبی خندان، دلی خرم نیابی

همی خور عشوه این چرخ بدمهر

کزاین آیینه الا دم نیابی

در آن موضع که جای آدمی بود

زسگ کمتر چه باشد؟هم نیابی

از این دزد آشیان دهر بگریز

که شادی بیش و محنت کم نیابی

مبند اندر جهان دل، زانکه عهدش

چو بنیاد با محکم نیابی

در این محنت کده دل را به غم ده

که دلجویی برون از غم نیابی

در این نه حقه ی زنگار ماویز

که در وی درد را مرهم نیابی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۳به جان آمدم بی‌تو، جانا کجایی؟
  2. شمارهٔ ۱۴ای طره‌های خوبان، از نافهٔ تو بویی
  3. شمارهٔ ۱۵آیا دلم از رنج برآساید گویی؟
همه‌ی غزلیات ←

سراج قمری درباره‌ی سراج قمری

سراج‌الدین قُمری آمُلی معروف به سراج قمری یا قمری آملی (درگذشتهٔ ۶۲۵ ق.) از شاعران قرن ششم و اوایل قرن هفتم است. برخی او را خوارزمی و بعضی گرگانی دانسته‌اند ولی غالباً او را آملی می‌دانند. وی با عمادی شهریاری و کمال اسماعیل هم‌روزگار بوده و مداحی سلطان غیاث‌الدین ملکشاه خوارزمی را می‌نموده است. دیوان سراج قمری سیزده ه...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.