پرش به محتوای اصلی
سراج قمری سراج قمری

غزلیات

شمارهٔ ۱۲

در حق من ز حادثه نامهربان‌تری

وز دشمنان من به یقین بدگمان‌تری

بدعهدتر بسی ز جهانی و، زین سبب

از پیش من بسی ز جهان هم جهان‌تری

چون سایه بر پی تو به سر می‌دوم، ولیک

هر ساعتی چو سایه ز من بر کران‌تری

بر آستانت سر نتوانم نهاد، از انک

از آسمان به قدر، بلندآستان‌تری

چون غنچه بی‌دهانی و، این سخت نادر است

کاندر سخن ز سوسن تر، خوش زبان‌تری

صدبار بی‌وفاتری از گل، به گاه عهد

واندر سخن ز غنچه تر، بی‌دهان‌تری

هرگز ندید چشمم و نشنید گوش من

رویی بدان خوشی و حدیثی بدان تری

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۴ای طره‌های خوبان، از نافهٔ تو بویی
  2. شمارهٔ ۱۵آیا دلم از رنج برآساید گویی؟
همه‌ی غزلیات ←

سراج قمری درباره‌ی سراج قمری

سراج‌الدین قُمری آمُلی معروف به سراج قمری یا قمری آملی (درگذشتهٔ ۶۲۵ ق.) از شاعران قرن ششم و اوایل قرن هفتم است. برخی او را خوارزمی و بعضی گرگانی دانسته‌اند ولی غالباً او را آملی می‌دانند. وی با عمادی شهریاری و کمال اسماعیل هم‌روزگار بوده و مداحی سلطان غیاث‌الدین ملکشاه خوارزمی را می‌نموده است. دیوان سراج قمری سیزده ه...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.