پرش به محتوای اصلی
سراج قمری سراج قمری

غزلیات

شمارهٔ ۱۵

آیا دلم از رنج برآساید گویی؟

بند از گره زلف تو، بگشاید گویی؟

هرگز بود آن روز که چون طوطی، قمری

از پستهٔ لب‌هات، شکر خاید گویی؟

خورشید نشاطم که ز گردونش کسوف است

روزی رخ از آن آینه بنماید گویی؟

گرچه شب زلفین تو آبستن غم‌هاست

زان زنگیم آخر طربی زاید گویی؟

نه در حق من هرچه ترا شاید، می‌گوی

زیرا که ترا هرچه نمی‌شاید گویی

خط بر طرف روی تو یارب چه خوش افتاد

بر ماه کسی غالیه می‌ساید گویی؟

سراج قمری درباره‌ی سراج قمری

سراج‌الدین قُمری آمُلی معروف به سراج قمری یا قمری آملی (درگذشتهٔ ۶۲۵ ق.) از شاعران قرن ششم و اوایل قرن هفتم است. برخی او را خوارزمی و بعضی گرگانی دانسته‌اند ولی غالباً او را آملی می‌دانند. وی با عمادی شهریاری و کمال اسماعیل هم‌روزگار بوده و مداحی سلطان غیاث‌الدین ملکشاه خوارزمی را می‌نموده است. دیوان سراج قمری سیزده ه...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.