پرش به محتوای اصلی
سراج قمری سراج قمری

غزلیات

شمارهٔ ۹

ای به دو چشم نرگسین آفت روزگار من

طرهٔ بی‌قرار تو برده ز من قرار من

گرچه خمار وصل تو گشت ملازم سرم

هم به شراب لعل تو، دفع شود خمار من

ای یمنی ستاره بر آرزوی مه رخت

شرط بود که هر شبی دجله کنی کنار من؟

هر سحری زخون دل، مردمک دو چشم من

اطلس سرخ درکشد بر رخ زرنگار من

گر زبخار چشم من نم نشدی بر آسمان

هفت فلک بسوختی از دل پر شرار من

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱در این دوران تنی محرم نیابی
  2. شمارهٔ ۱۲در حق من ز حادثه نامهربان‌تری
  3. شمارهٔ ۱۳به جان آمدم بی‌تو، جانا کجایی؟
  4. شمارهٔ ۱۴ای طره‌های خوبان، از نافهٔ تو بویی
  5. شمارهٔ ۱۵آیا دلم از رنج برآساید گویی؟
همه‌ی غزلیات ←

سراج قمری درباره‌ی سراج قمری

سراج‌الدین قُمری آمُلی معروف به سراج قمری یا قمری آملی (درگذشتهٔ ۶۲۵ ق.) از شاعران قرن ششم و اوایل قرن هفتم است. برخی او را خوارزمی و بعضی گرگانی دانسته‌اند ولی غالباً او را آملی می‌دانند. وی با عمادی شهریاری و کمال اسماعیل هم‌روزگار بوده و مداحی سلطان غیاث‌الدین ملکشاه خوارزمی را می‌نموده است. دیوان سراج قمری سیزده ه...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.