پرش به محتوای اصلی
سراج قمری سراج قمری

غزلیات

شمارهٔ ۸

سرو، نازان شود ز رفتارش

پسته، شیرین شود ز گفتارش

شادی سنبل، بنفشه دمش

برخی پسته ی شکربارش

همه نقش است خط چون مورش

همه پیچ است زلف چون مارش

پیش گلزار روی و سرو قدش

سرو پست وی است و گلزارش

برصف عقل من شکست آورد

شکن طره ی زره وارش

گل مسکین چه کرد در حقش

که به هر لحظه می نهد خارش؟

کار دل همچو سایه بی نور اسن

تا لبفکند سایه بر کارش

حق به دست وی است، کی ماند

سایه با آفتاب دیدارش؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰دم او، زنده کند مرده از انک
  2. شمارهٔ ۱۱در این دوران تنی محرم نیابی
  3. شمارهٔ ۱۲در حق من ز حادثه نامهربان‌تری
  4. شمارهٔ ۱۳به جان آمدم بی‌تو، جانا کجایی؟
  5. شمارهٔ ۱۴ای طره‌های خوبان، از نافهٔ تو بویی
  6. شمارهٔ ۱۵آیا دلم از رنج برآساید گویی؟
همه‌ی غزلیات ←

سراج قمری درباره‌ی سراج قمری

سراج‌الدین قُمری آمُلی معروف به سراج قمری یا قمری آملی (درگذشتهٔ ۶۲۵ ق.) از شاعران قرن ششم و اوایل قرن هفتم است. برخی او را خوارزمی و بعضی گرگانی دانسته‌اند ولی غالباً او را آملی می‌دانند. وی با عمادی شهریاری و کمال اسماعیل هم‌روزگار بوده و مداحی سلطان غیاث‌الدین ملکشاه خوارزمی را می‌نموده است. دیوان سراج قمری سیزده ه...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.