پرش به محتوای اصلی
قدسی مشهدی قدسی مشهدی

غزلیات

شمارهٔ ۳۳۰

بر نیامد یک نوای غم‌فزا از خانه‌ام

دوش خالی بود جای جغد در ویرانه‌ام

گو مکش دست نوازش بر سر من آسمان

من که یک مویم چه آرایش فزاید شانه‌ام

گر نمی‌بارد ز گردون تیره‌بختی بر سرم

گردد از روزن چرا تاریکتر، کاشانه‌ام؟

الفت آتش‌پرستان جذبه‌ای دارد، که عشق

ریزد از خاکستر پروانه طرح خانه‌ام

تاب هجران شرابم نیست تا وقت صبوح

پیشتر از صبح می‌خندد، چو گل، پیمانه‌ام

کار من پیچیده و افتاده بر وی عقده‌ها

گو مکش صیاد زحمت بهر آب و دانه‌ام

کس نبندد آشیان بر شاخ بی‌برگی چو من

کز فریب جلوه گل، از قفس بیگانه‌ام

از دورنگی‌های اهل بزم، ترسم لاله‌وار

با حریفان لاف یکرنگی زند پیمانه‌ام

چون نمی‌سوزد درین محفل بجز من دیگری

می‌رسد قدسی که گویم قبله پروانه‌ام

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۳۲آن بلبلم که ناله بهر قفس کشم
  2. شمارهٔ ۳۳۳نپیماید کسی راه حرم، گر من ز پا افتم
  3. شمارهٔ ۳۳۴یاد باد آن کز گلی در سینه خاری داشتم
  4. شمارهٔ ۳۳۵تو گر بر من کشیدی تیغ، من هم جان فدا کردم
  5. شمارهٔ ۳۳۶چه شعله‌ها زده سر ز آتشی که من دارم
  6. شمارهٔ ۳۳۷گر شرم وصالت نبود قفل زبانم
  7. شمارهٔ ۳۳۸ما شکست دل خود را ز خدا خواسته‌ایم
  8. شمارهٔ ۳۳۹در قیدم و گمان که گرفتار نیستم
همه‌ی غزلیات ←

قدسی مشهدی درباره‌ی قدسی مشهدی

حاجی محمّدجان قدسی مشهدی یکی از شاعران و سخنوران ایرانی قرن یازدهم هجری قمری است. او در ابتدای زندگی از طریق بقالی زندگی می‌کرد اما پس از آنکه در شاعری مشهور شد به هندوستان رفت و وارد دربار شاه جهان شد. از قدسی مشهدی دیوانی بر جای مانده که در سال ۱۳۷۵ توسط انتشارات دانشگاه فردوسی مشهد به کوشش محمّد قهرمان به چاپ رسیده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.