پرش به محتوای اصلی
قدسی مشهدی قدسی مشهدی

غزلیات

شمارهٔ ۳۲۸

به گلشن تنگدل چون غنچه زادم، شادمان رفتم

ندیدم در چمن بوی وفایی، زود از آن رفتم

ز من نشنید نام رنگ و بو، باد صبا هرگز

چو گل یا رب ازین گلشن چرا پیش از خزان رفتم

چو راه عشق طی گردید، یک جا بودشان منزل

چو آواز جرس دنباله هر کاروان رفتم

ندانم از کدامین کو، رساندم چون صبا گردی

که گل بشکفت بر رویم، چو سوی بوستان رفتم

پی هر ذره چون خورشید سر بردم به هر روزن

ندیدم غیر عشق از کعبه تا دیر مغان رفتم

به کوی گلرخان، چون عشق، قدسی پای محکم کن

که من در هجر ایشان از هوس دنبال جان رفتم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۳۰بر نیامد یک نوای غم‌فزا از خانه‌ام
  2. شمارهٔ ۳۳۱تا نشمرد آزاد، کسی بعد هلاکم
  3. شمارهٔ ۳۳۲آن بلبلم که ناله بهر قفس کشم
  4. شمارهٔ ۳۳۳نپیماید کسی راه حرم، گر من ز پا افتم
  5. شمارهٔ ۳۳۴یاد باد آن کز گلی در سینه خاری داشتم
  6. شمارهٔ ۳۳۵تو گر بر من کشیدی تیغ، من هم جان فدا کردم
  7. شمارهٔ ۳۳۶چه شعله‌ها زده سر ز آتشی که من دارم
  8. شمارهٔ ۳۳۷گر شرم وصالت نبود قفل زبانم
همه‌ی غزلیات ←

قدسی مشهدی درباره‌ی قدسی مشهدی

حاجی محمّدجان قدسی مشهدی یکی از شاعران و سخنوران ایرانی قرن یازدهم هجری قمری است. او در ابتدای زندگی از طریق بقالی زندگی می‌کرد اما پس از آنکه در شاعری مشهور شد به هندوستان رفت و وارد دربار شاه جهان شد. از قدسی مشهدی دیوانی بر جای مانده که در سال ۱۳۷۵ توسط انتشارات دانشگاه فردوسی مشهد به کوشش محمّد قهرمان به چاپ رسیده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.