پرش به محتوای اصلی
قدسی مشهدی قدسی مشهدی

غزلیات

شمارهٔ ۳۲۶

تماشای گلی کرد آنچنان محو گلستانم

ک گردید آشیان عندلیبان، چشم حیرانم

دلم خوش رام شد با من، مگر کز ناتوانی‌ها

گمان تار مویی برد ازان زلف پریشانم؟

خیال غمزه‌اش دارد چنان سر در پی دلها

که ناخن می‌زند بر پاره‌های دل به دامانم

مکن در سایه من خواب اگر آسودگی خواهی

که دهقان بر سر ره کرده وقف سنگ طفلانم

ملال‌انگیز باشد صحبت آشفتگان قدسی

ز بس دلتنگ بودم، غنچه شد گل در گریبانم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۲۸به گلشن تنگدل چون غنچه زادم، شادمان رفتم
  2. شمارهٔ ۳۲۹دلم بهر قفس پرواز می‌کرد، از چمن رفتم
  3. شمارهٔ ۳۳۰بر نیامد یک نوای غم‌فزا از خانه‌ام
  4. شمارهٔ ۳۳۱تا نشمرد آزاد، کسی بعد هلاکم
  5. شمارهٔ ۳۳۲آن بلبلم که ناله بهر قفس کشم
  6. شمارهٔ ۳۳۳نپیماید کسی راه حرم، گر من ز پا افتم
  7. شمارهٔ ۳۳۴یاد باد آن کز گلی در سینه خاری داشتم
  8. شمارهٔ ۳۳۵تو گر بر من کشیدی تیغ، من هم جان فدا کردم
همه‌ی غزلیات ←

قدسی مشهدی درباره‌ی قدسی مشهدی

حاجی محمّدجان قدسی مشهدی یکی از شاعران و سخنوران ایرانی قرن یازدهم هجری قمری است. او در ابتدای زندگی از طریق بقالی زندگی می‌کرد اما پس از آنکه در شاعری مشهور شد به هندوستان رفت و وارد دربار شاه جهان شد. از قدسی مشهدی دیوانی بر جای مانده که در سال ۱۳۷۵ توسط انتشارات دانشگاه فردوسی مشهد به کوشش محمّد قهرمان به چاپ رسیده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.