پرش به محتوای اصلی
قدسی مشهدی قدسی مشهدی

غزلیات

شمارهٔ ۳۲۵

می‌آیم از طوف حرم، بتخانه پنهان در بغل

زنار راهب بر میان، ناقوس گبران در بغل

هرچند صید لاغرم، انکار قتل من مکن

کز غمزه‌ات دارد دلم، صد زخم پیکان در بغل

مژگان ز لخت دل کند، هر لحظه پر گل دامنم

من گل چو طفلان دم‌بدم، ریزم ز دامان در بغل

هر شب کنم تا صبحدم، طوف مزار کشتگان

گیرم به یاد خنجرت، خون شهیدان در بغل

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۲۷چو سایه در ره عشق از قفای خویشتنم
  2. شمارهٔ ۳۲۸به گلشن تنگدل چون غنچه زادم، شادمان رفتم
  3. شمارهٔ ۳۲۹دلم بهر قفس پرواز می‌کرد، از چمن رفتم
  4. شمارهٔ ۳۳۰بر نیامد یک نوای غم‌فزا از خانه‌ام
  5. شمارهٔ ۳۳۱تا نشمرد آزاد، کسی بعد هلاکم
  6. شمارهٔ ۳۳۲آن بلبلم که ناله بهر قفس کشم
  7. شمارهٔ ۳۳۳نپیماید کسی راه حرم، گر من ز پا افتم
  8. شمارهٔ ۳۳۴یاد باد آن کز گلی در سینه خاری داشتم
همه‌ی غزلیات ←

قدسی مشهدی درباره‌ی قدسی مشهدی

حاجی محمّدجان قدسی مشهدی یکی از شاعران و سخنوران ایرانی قرن یازدهم هجری قمری است. او در ابتدای زندگی از طریق بقالی زندگی می‌کرد اما پس از آنکه در شاعری مشهور شد به هندوستان رفت و وارد دربار شاه جهان شد. از قدسی مشهدی دیوانی بر جای مانده که در سال ۱۳۷۵ توسط انتشارات دانشگاه فردوسی مشهد به کوشش محمّد قهرمان به چاپ رسیده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.