پرش به محتوای اصلی
قدسی مشهدی قدسی مشهدی

غزلیات

شمارهٔ ۳۲۴

تا کی کنی به گریه، طلب آرزوی دل؟

ای دیده پیش خلق مریز آبروی دل

دل آرزوی خون جگر کرد بی لبت

چندان گریستم که نماند آرزوی دل

یا رب به دامنش ننشیند غبار غم

آن کس که رفت گرد ملالم ز روی دل

آلوده مردنش مپسند و شهید کن

کز خون به آب تیغ دهم شستشوی دل

تا چون پیاله، دیده نباشد ز خون تهی

عشقت مرا چو شیشه فشارد گلوی دل

از زخم دشمنان شده دل پر ز خون و نیست

یک دوستم که سنگ زند بر سبوی دل

قدسی دلت نرفته چنان کآوری به دست

بنشین به گوشه‌ای و مکن جستجوی دل

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۲۶تماشای گلی کرد آنچنان محو گلستانم
  2. شمارهٔ ۳۲۷چو سایه در ره عشق از قفای خویشتنم
  3. شمارهٔ ۳۲۸به گلشن تنگدل چون غنچه زادم، شادمان رفتم
  4. شمارهٔ ۳۲۹دلم بهر قفس پرواز می‌کرد، از چمن رفتم
  5. شمارهٔ ۳۳۰بر نیامد یک نوای غم‌فزا از خانه‌ام
  6. شمارهٔ ۳۳۱تا نشمرد آزاد، کسی بعد هلاکم
  7. شمارهٔ ۳۳۲آن بلبلم که ناله بهر قفس کشم
  8. شمارهٔ ۳۳۳نپیماید کسی راه حرم، گر من ز پا افتم
همه‌ی غزلیات ←

قدسی مشهدی درباره‌ی قدسی مشهدی

حاجی محمّدجان قدسی مشهدی یکی از شاعران و سخنوران ایرانی قرن یازدهم هجری قمری است. او در ابتدای زندگی از طریق بقالی زندگی می‌کرد اما پس از آنکه در شاعری مشهور شد به هندوستان رفت و وارد دربار شاه جهان شد. از قدسی مشهدی دیوانی بر جای مانده که در سال ۱۳۷۵ توسط انتشارات دانشگاه فردوسی مشهد به کوشش محمّد قهرمان به چاپ رسیده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.