پرش به محتوای اصلی
قدسی مشهدی قدسی مشهدی

غزلیات

شمارهٔ ۳۲۳

دامان عشقِ سلسله مویی گرفته دل

از دست رفته و برِ رویی گرفته دل

تاری نشد ز زلف بتان بیش، قسمتش

چون قطره عرق، بن مویی گرفته دل

تا همچو دیده‌ام نبود کوچه گرد شهر

از پا فتاده و سر کویی گرفته دل

سوز دلم برآورد از آفتاب، دود

این خاصیت ز گرمی خویی گرفته دل

نرگس پیاله‌ها ز کدو کرد آشکار

زان چو پیاله پای کدویی گرفته دل

بردار پنبه و رخ داغم شکفته کن

قدسی مرا گرفته ز رویی گرفته، دل

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۲۵می‌آیم از طوف حرم، بتخانه پنهان در بغل
  2. شمارهٔ ۳۲۶تماشای گلی کرد آنچنان محو گلستانم
  3. شمارهٔ ۳۲۷چو سایه در ره عشق از قفای خویشتنم
  4. شمارهٔ ۳۲۸به گلشن تنگدل چون غنچه زادم، شادمان رفتم
  5. شمارهٔ ۳۲۹دلم بهر قفس پرواز می‌کرد، از چمن رفتم
  6. شمارهٔ ۳۳۰بر نیامد یک نوای غم‌فزا از خانه‌ام
  7. شمارهٔ ۳۳۱تا نشمرد آزاد، کسی بعد هلاکم
  8. شمارهٔ ۳۳۲آن بلبلم که ناله بهر قفس کشم
همه‌ی غزلیات ←

قدسی مشهدی درباره‌ی قدسی مشهدی

حاجی محمّدجان قدسی مشهدی یکی از شاعران و سخنوران ایرانی قرن یازدهم هجری قمری است. او در ابتدای زندگی از طریق بقالی زندگی می‌کرد اما پس از آنکه در شاعری مشهور شد به هندوستان رفت و وارد دربار شاه جهان شد. از قدسی مشهدی دیوانی بر جای مانده که در سال ۱۳۷۵ توسط انتشارات دانشگاه فردوسی مشهد به کوشش محمّد قهرمان به چاپ رسیده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.