پرش به محتوای اصلی
قدسی مشهدی قدسی مشهدی

غزلیات

شمارهٔ ۳۰۵

مرده را زنده کند چون سخن‌آراست لبش

غنچه گلشن اعجاز مسیحاست لبش

سخن از لعل لبش دیر جدا می‌گردد

بس که آلوده به شیرینی جان‌هاست لبش

غیرت عشق مرا بین، که چو دیدم رویش

کشت رشکم چو نهان جان ز دلم خواست لبش

هر سخن کز لب دلدار برون می‌آید

شکرآلوده بود، بس که شکرخاست لبش

هر جفا کز تو رسد بر دل قدسی، خوش باد

آشنا کی به حدیث گله‌آراست لبش؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۰۷دیدم به چشم آینه بسیار سوی خویش
  2. شمارهٔ ۳۰۸گیرم ز دل به بادیه غم، سراغ خویش
  3. شمارهٔ ۳۰۹نگار من که بود ترک و غمزه چندانش
  4. شمارهٔ ۳۱۰مردم از غیرت، جدا از صحبت اغیار باش
  5. شمارهٔ ۳۱۱دوش آمد ز سفر مژده که یار آمد پیش
  6. شمارهٔ ۳۱۲عشق، هرکس را ز باغی کرده گل در دامنش
  7. شمارهٔ ۳۱۳سوزم همیشه از نفس آتشین خویش
  8. شمارهٔ ۳۱۴هرکسی شاد به سال نو و نوروزی خویش
همه‌ی غزلیات ←

قدسی مشهدی درباره‌ی قدسی مشهدی

حاجی محمّدجان قدسی مشهدی یکی از شاعران و سخنوران ایرانی قرن یازدهم هجری قمری است. او در ابتدای زندگی از طریق بقالی زندگی می‌کرد اما پس از آنکه در شاعری مشهور شد به هندوستان رفت و وارد دربار شاه جهان شد. از قدسی مشهدی دیوانی بر جای مانده که در سال ۱۳۷۵ توسط انتشارات دانشگاه فردوسی مشهد به کوشش محمّد قهرمان به چاپ رسیده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.