پرش به محتوای اصلی
غبار همدانی غبار همدانی

غزلیات

شمارهٔ ۸

خروشی دوش از میخانه برخاست

که هوش از عاقل و فرزانه برخاست

مُغان خشت از سر خُم برگرفتند

خروش از مردم میخانه برخاست

فروغ روی ساقی در مِی افتاد

زبانۀ آتش از پیمانه برخاست

ز بس با آشنایان جور کردی

فغان از مردم بیگانه برخاست

چنان زنجیر گیسو تاب دادی

که فریاد از دل دیوانه برخاست

پی افروختن چون شمع بنشست

برای سوختن پروانه برخاست

بیا ساقی بیاور کشتی مِی

که طوفان غم از کاشانه برخاست

عجب نبود زتاب جوشش مِی

گر از خُم نعرۀ مستانه برخاست

چو مرغ دل شکنج دام او دید

نخست از روی آب و دانه برخاست

غبارا هر که دست از جان بشوید

تواند از پی جانانه برخاست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰ساقی بیار باده که دوشم خیال دوست
  2. شمارهٔ ۱۱گریزی نیست از کوی تو ای دوست
  3. شمارهٔ ۱۲بغیر از باده داروی طرب چیست
  4. شمارهٔ ۱۳از آتش دل آهم تا روی پوش برداشت
  5. شمارهٔ ۱۴مطرب دلم ز پرده به در میرود بخوان
  6. شمارهٔ ۱۵هرکه خو با دلبر ترسا گرفت
  7. شمارهٔ ۱۶بر زلف تو تا باد صبا را گذر افتاد
  8. شمارهٔ ۱۷صبا از زلف مُشکین عُقده وا کرد
همه‌ی غزلیات ←

غبار همدانی درباره‌ی غبار همدانی

سیّد حسین رضوی معروف به غبار همدانی (زادهٔ ۱۲۷۰ یا ۱۲۶۵ قمری در همدان - درگذشتهٔ ۱۳۲۲ قمری) شاعر همدانی است. وی از دومان حاج سیّد صادق امام جمعهٔ همدان و از سادات کبابى آن دیار بود. وى در همدان قدم به عرصۀ هستى نهاد. علوم ادبى و عربى را در زادگاهش فراگرفت و با استعداد سرشار و هوش و ذکاوت فوق‌‏العادّه‌‏ای که داشت در تحص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.