پرش به محتوای اصلی
غبار همدانی غبار همدانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۲

بغیر از باده داروی طرب چیست

بیا ساقی تعلّل را سبب چیست

به می ده هرچه داری تا بدانی

به گیتی حاصل رنج و تعب چیست

گره بگشا ز ابرو چون زدی تیر

به صید بسمل این قهر و غضب چیست؟

که خواند از نقش موجودات حرفی

که میداند که چندین بوالعجب چیست؟

طبیبان درد بی درمان پسندند

به تاب عشق باید سوخت تب چیست

تو بیدردی طبیبان را چه جرم است

تو در خوابی گناه مرغ شب چیست

به پا تا نشکنی خار مغیلان

چه دانی ذوق صحرای طلب چیست

غبار از حسرت آن لعل لب دوش

به دندان جان فشردی دست و لب چیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۴مطرب دلم ز پرده به در میرود بخوان
  2. شمارهٔ ۱۵هرکه خو با دلبر ترسا گرفت
  3. شمارهٔ ۱۶بر زلف تو تا باد صبا را گذر افتاد
  4. شمارهٔ ۱۷صبا از زلف مُشکین عُقده وا کرد
  5. شمارهٔ ۱۸نسیم صبحگاهی چون شمیم زلف یارآرد
  6. شمارهٔ ۱۹تا جام باده بر لب ساقی گذر نکرد
  7. شمارهٔ ۲۰دل دیوانه زان پیوسته خو با کودکان دارد
  8. شمارهٔ ۲۱ما را به یک کرشمه ز اهل نیاز کرد
همه‌ی غزلیات ←

غبار همدانی درباره‌ی غبار همدانی

سیّد حسین رضوی معروف به غبار همدانی (زادهٔ ۱۲۷۰ یا ۱۲۶۵ قمری در همدان - درگذشتهٔ ۱۳۲۲ قمری) شاعر همدانی است. وی از دومان حاج سیّد صادق امام جمعهٔ همدان و از سادات کبابى آن دیار بود. وى در همدان قدم به عرصۀ هستى نهاد. علوم ادبى و عربى را در زادگاهش فراگرفت و با استعداد سرشار و هوش و ذکاوت فوق‌‏العادّه‌‏ای که داشت در تحص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.