پرش به محتوای اصلی
غبار همدانی غبار همدانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۱

گریزی نیست از کوی تو ای دوست

چسان برگردم از کوی تو ای دوست

مرا در حلقۀ زلف تو افکند

فریب چشم جادوی تو ای دوست

فشاندی زلف مشکین را و پُر شد

مشام جانم از بوی تو ای دوست

بکن چندان که خواهی جور بر من

نمیرنجم من از خوی تو ای دوست

غبار از هر دوعالم چشم پوشید

نمی بیند بجز روی تو ای دوست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۳از آتش دل آهم تا روی پوش برداشت
  2. شمارهٔ ۱۴مطرب دلم ز پرده به در میرود بخوان
  3. شمارهٔ ۱۵هرکه خو با دلبر ترسا گرفت
  4. شمارهٔ ۱۶بر زلف تو تا باد صبا را گذر افتاد
  5. شمارهٔ ۱۷صبا از زلف مُشکین عُقده وا کرد
  6. شمارهٔ ۱۸نسیم صبحگاهی چون شمیم زلف یارآرد
  7. شمارهٔ ۱۹تا جام باده بر لب ساقی گذر نکرد
  8. شمارهٔ ۲۰دل دیوانه زان پیوسته خو با کودکان دارد
همه‌ی غزلیات ←

غبار همدانی درباره‌ی غبار همدانی

سیّد حسین رضوی معروف به غبار همدانی (زادهٔ ۱۲۷۰ یا ۱۲۶۵ قمری در همدان - درگذشتهٔ ۱۳۲۲ قمری) شاعر همدانی است. وی از دومان حاج سیّد صادق امام جمعهٔ همدان و از سادات کبابى آن دیار بود. وى در همدان قدم به عرصۀ هستى نهاد. علوم ادبى و عربى را در زادگاهش فراگرفت و با استعداد سرشار و هوش و ذکاوت فوق‌‏العادّه‌‏ای که داشت در تحص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.