پرش به محتوای اصلی
غبار همدانی غبار همدانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۶

بر زلف تو تا باد صبا را گذر افتاد

بس نافۀ چین بر سر هر رهگذر افتاد

بس یوسف دل دید در آن چاه زنخدان

دیوانه دلم بر سَر آنان به سر افتاد

ما را ز سر زلف تو این شیوه خوش آمد

کاشفته چو ما بر سر و پای تو در افتاد

یک حلقه از آن زلف گره گیر گشودند

صد عُقده به کار من بی پا و سر افتاد

دیگر خبر مردم هشیار نپرسد

آن مست که در کوی مغان بی خبر افتاد

تا زلف تو در دست نسیم سحر افتاد

کار من سودا زده زیر و زبر افتاد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۸نسیم صبحگاهی چون شمیم زلف یارآرد
  2. شمارهٔ ۱۹تا جام باده بر لب ساقی گذر نکرد
  3. شمارهٔ ۲۰دل دیوانه زان پیوسته خو با کودکان دارد
  4. شمارهٔ ۲۱ما را به یک کرشمه ز اهل نیاز کرد
  5. شمارهٔ ۲۲به کوی میکده دی هاتفی بشارت برد
  6. شمارهٔ ۲۳گر به دنبال تو یک ناله ام از دل خیزد
  7. شمارهٔ ۲۴امروز اگر به سنگی مینای جان توان زد
  8. شمارهٔ ۲۵همه روزه بر سر کشور دلم از بتان حشمی رسد
همه‌ی غزلیات ←

غبار همدانی درباره‌ی غبار همدانی

سیّد حسین رضوی معروف به غبار همدانی (زادهٔ ۱۲۷۰ یا ۱۲۶۵ قمری در همدان - درگذشتهٔ ۱۳۲۲ قمری) شاعر همدانی است. وی از دومان حاج سیّد صادق امام جمعهٔ همدان و از سادات کبابى آن دیار بود. وى در همدان قدم به عرصۀ هستى نهاد. علوم ادبى و عربى را در زادگاهش فراگرفت و با استعداد سرشار و هوش و ذکاوت فوق‌‏العادّه‌‏ای که داشت در تحص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.