پرش به محتوای اصلی
غبار همدانی غبار همدانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۵

همه روزه بر سر کشور دلم از بتان حشمی رسد

چه رسد به ملک خراب اگر حشمی ز محتشمی رسد

شود جراحت سینه بِه ز عنایت تو اگر به من

دو سه قطره مشک تَر ای صنم ز ترشّح قلمی رسد

ز شراب شوق تو سرخوشم صنما به خاک بریز می

چه تفاوتی کند از نَمی که ز شبنمی به یَمی رسد

به وفا و مهر تو مایلم به جفا و جور تو خوشدلم

که خوشیست بر من و مثل من ستمی که از صَنمی رسد

به صباح روز قیامت ار فکنند وعدۀ وصل او

همه عمر من به دمی رود که قیامتم به دَمی رسد

چو رسی به ابر عطای او ز غبار خسته به او بگو

که به کِشت سوخته خرمنی چه شود اگر از تو نَمی رسد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۷دلی که در خم زلف بتی اسیر نباشد
  2. شمارهٔ ۲۸تو را بر سر از فقر افسر نباشد
  3. شمارهٔ ۲۹گر گنج غمت در دل دیوانه نمی‌شد
  4. شمارهٔ ۳۰میی کز وی بنای شادمانی ها به جا باشد
  5. شمارهٔ ۳۱ما سمندر زادگان را شکوه از آتش نباشد
  6. شمارهٔ ۳۲سحر باد صبا از ساحت کوی تو می‌آمد
  7. شمارهٔ ۳۳ز آشیان مرغ دلم کاش کناری بکند
  8. شمارهٔ ۳۴روزی که کلک تقدیر در پنجۀ قضا بود
همه‌ی غزلیات ←

غبار همدانی درباره‌ی غبار همدانی

سیّد حسین رضوی معروف به غبار همدانی (زادهٔ ۱۲۷۰ یا ۱۲۶۵ قمری در همدان - درگذشتهٔ ۱۳۲۲ قمری) شاعر همدانی است. وی از دومان حاج سیّد صادق امام جمعهٔ همدان و از سادات کبابى آن دیار بود. وى در همدان قدم به عرصۀ هستى نهاد. علوم ادبى و عربى را در زادگاهش فراگرفت و با استعداد سرشار و هوش و ذکاوت فوق‌‏العادّه‌‏ای که داشت در تحص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.