پرش به محتوای اصلی
غبار همدانی غبار همدانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۷

دلی که در خم زلف بتی اسیر نباشد

عجب مدار که بر ملک تن امیر نباشد

چنان گسسته ام از ما سوا علاقۀ الفت

که غیر زلف توام هیچ دستگیر نباشد

مرا مگوی چرا پند عاقلان نپذیری

که غیر عشق توام هیچ دلپذیر نباشد

کُشی و زنده کنی ورنه چون تو هیچ ستمگر

به قتل بی گنهان اینقدر دلیر نباشد

هزار مرتبه داری زمن گریز ولیکن

چو نیک بنگرم از تو مرا گزیر نباشد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۹گر گنج غمت در دل دیوانه نمی‌شد
  2. شمارهٔ ۳۰میی کز وی بنای شادمانی ها به جا باشد
  3. شمارهٔ ۳۱ما سمندر زادگان را شکوه از آتش نباشد
  4. شمارهٔ ۳۲سحر باد صبا از ساحت کوی تو می‌آمد
  5. شمارهٔ ۳۳ز آشیان مرغ دلم کاش کناری بکند
  6. شمارهٔ ۳۴روزی که کلک تقدیر در پنجۀ قضا بود
  7. شمارهٔ ۳۵هرکه دست از جان نشوید کی ز جانان کام جوید
  8. شمارهٔ ۳۶نگار من ز شبستان به در نمی‌آید
همه‌ی غزلیات ←

غبار همدانی درباره‌ی غبار همدانی

سیّد حسین رضوی معروف به غبار همدانی (زادهٔ ۱۲۷۰ یا ۱۲۶۵ قمری در همدان - درگذشتهٔ ۱۳۲۲ قمری) شاعر همدانی است. وی از دومان حاج سیّد صادق امام جمعهٔ همدان و از سادات کبابى آن دیار بود. وى در همدان قدم به عرصۀ هستى نهاد. علوم ادبى و عربى را در زادگاهش فراگرفت و با استعداد سرشار و هوش و ذکاوت فوق‌‏العادّه‌‏ای که داشت در تحص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.