پرش به محتوای اصلی
غبار همدانی غبار همدانی

غزلیات

شمارهٔ ۳۴

روزی که کلک تقدیر در پنجۀ قضا بود

بر لوح آفرینش غم سرنوشت ما بود

زان پیشتر که نوشد خضر آب زندگانی

مارا خیال لعلت سرمایۀ بقا بود

روزی که میگرفتند پیمان ز نسل آدم

عشق از میان ذرّات در جست و جوی ما بود

ساقی شراب شوقم دیشب زیادتر داد

گر پاره شد ز مستی پیراهنم به جا بود

بر عاصیان هر قوم بگماشت حق بلایی

ما خیل عشقبازان هجرانمان بلا بود

ساقی لباس زهدم صد ره به مِی فروشُست

تا پاک شد ز رنگی کالودۀ ریا بود

گر در محیط حیرت غرقم گناه من چیست

در کشتی وجودم عشق تو ناخدا بود

می‌خواستم که دل را از غم خلاص یابم

داغ جدایی آمد وین آخرالدوّا بود

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۶نگار من ز شبستان به در نمی‌آید
  2. شمارهٔ ۳۷از کف ما عشق دامان شکیبایی کشید
  3. شمارهٔ ۳۸بساط ساحت کشت است و خیمه سایه بید
  4. شمارهٔ ۳۹به یاد جفت و طاق ابروی یار
  5. شمارهٔ ۴۰بیا ساقی به ساغر چهره ای گلگون کنیم آخر
  6. شمارهٔ ۴۱ما ندیدیم به جز چشم تو خونخوار دگر
  7. شمارهٔ ۴۲مردم من و محبّت تو در دلم هنوز
  8. شمارهٔ ۴۳بگیرم خون پاک تاک ازین پس
همه‌ی غزلیات ←

غبار همدانی درباره‌ی غبار همدانی

سیّد حسین رضوی معروف به غبار همدانی (زادهٔ ۱۲۷۰ یا ۱۲۶۵ قمری در همدان - درگذشتهٔ ۱۳۲۲ قمری) شاعر همدانی است. وی از دومان حاج سیّد صادق امام جمعهٔ همدان و از سادات کبابى آن دیار بود. وى در همدان قدم به عرصۀ هستى نهاد. علوم ادبى و عربى را در زادگاهش فراگرفت و با استعداد سرشار و هوش و ذکاوت فوق‌‏العادّه‌‏ای که داشت در تحص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.