پرش به محتوای اصلی
غبار همدانی غبار همدانی

غزلیات

شمارهٔ ۳۸

بساط ساحت کشت است و خیمه سایه بید

طعام سینه کبک دری شراب نبید

به گریه ابر چو پیران که های عمر گذشت

به خنده غنچه چو طفلان که هی شباب رسید

درون شاخ ز کتمان راز پر خون بود

صبا ز لطف بر او پردۀ شکوفه درید

گرفته طرۀ سنبل صبا چو عاشق مست

که زلف دلبری اینگونه تابدار که دید

بیا که پردۀ این چنگ عنکبوتی تار

به گرد خیل حوادث چو پشّه پرده کشید

یکی چو ابر به دامان ز گریه سیل گشود

یکی چو غنچه گریبان ز خنده باز درید

به نقد هر چه ز نو داشت به میگسار فروخت

ز جنس هر چه کهن داشت می فروش خرید

نوای بلبل شوریده میزند ره هوش

دگر ز شیخ که خواهد حدیث توبه شنید

بیار ساقیِ گل چهره جام مِی که خدای

به آبروی گل ولاله جرم ما بخشید

چه باده خورد ز دست صبا تدزو چمن

که مست گشته و در پای و سر و بن غلطید

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۰بیا ساقی به ساغر چهره ای گلگون کنیم آخر
  2. شمارهٔ ۴۱ما ندیدیم به جز چشم تو خونخوار دگر
  3. شمارهٔ ۴۲مردم من و محبّت تو در دلم هنوز
  4. شمارهٔ ۴۳بگیرم خون پاک تاک ازین پس
  5. شمارهٔ ۴۴جلوه کند به باغ اگر سرو بلند قامتش
  6. شمارهٔ ۴۵حدیث روضۀ رضوان و نار نیرانش
  7. شمارهٔ ۴۶شکفته غنچۀ خندان و گویی از دهنش
  8. شمارهٔ ۴۷ز جان بیزارم از دست دل خویش
همه‌ی غزلیات ←

غبار همدانی درباره‌ی غبار همدانی

سیّد حسین رضوی معروف به غبار همدانی (زادهٔ ۱۲۷۰ یا ۱۲۶۵ قمری در همدان - درگذشتهٔ ۱۳۲۲ قمری) شاعر همدانی است. وی از دومان حاج سیّد صادق امام جمعهٔ همدان و از سادات کبابى آن دیار بود. وى در همدان قدم به عرصۀ هستى نهاد. علوم ادبى و عربى را در زادگاهش فراگرفت و با استعداد سرشار و هوش و ذکاوت فوق‌‏العادّه‌‏ای که داشت در تحص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.