پرش به محتوای اصلی
غبار همدانی غبار همدانی

غزلیات

شمارهٔ ۴۵

حدیث روضۀ رضوان و نار نیرانش

حکایتی است ز اوضاع وصل و هجرانش

بریز سیل سرشکم که جان به در نبرد

هزار کشتی نوح از بلای طوفانش

تو خضر راه شو ای عشق تا در این دم مرگ

رسانی از ظلماتم به آب حیوانش

علاج این دل دیوانه را توانم کرد

به دست افتد اگر طرّۀ پریشانش

دلا متاع گرانمایه ایست گوهر عمر

ولی چه سود که ما میدهیم ارزانش

بسی نمانده که یکباره برطرف گردد

سحاب چشم من از بس که ریخت بارانش

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۷ز جان بیزارم از دست دل خویش
  2. شمارهٔ ۴۸اگر چه نیست ترا هیچ پاس اهل وفاق
  3. شمارهٔ ۴۹فکندم رخت در میخانۀ عشق
  4. شمارهٔ ۵۰برآنم که گر جامی آرم به چنگ
  5. شمارهٔ ۵۱مه من سر برآر از برج محمل
  6. شمارهٔ ۵۲تا پر نشد ز بوی محبت دماغ دل
  7. شمارهٔ ۵۳ای غمت سرمایۀ سودای دل
  8. شمارهٔ ۵۴هرکه بیند عکس ساقی را به جام
همه‌ی غزلیات ←

غبار همدانی درباره‌ی غبار همدانی

سیّد حسین رضوی معروف به غبار همدانی (زادهٔ ۱۲۷۰ یا ۱۲۶۵ قمری در همدان - درگذشتهٔ ۱۳۲۲ قمری) شاعر همدانی است. وی از دومان حاج سیّد صادق امام جمعهٔ همدان و از سادات کبابى آن دیار بود. وى در همدان قدم به عرصۀ هستى نهاد. علوم ادبى و عربى را در زادگاهش فراگرفت و با استعداد سرشار و هوش و ذکاوت فوق‌‏العادّه‌‏ای که داشت در تحص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.