پرش به محتوای اصلی
غبار همدانی غبار همدانی

غزلیات

شمارهٔ ۵۴

هرکه بیند عکس ساقی را به جام

از می تلخش نگردد تلخ کام

چون نمیدانی که تیر انداز کیست

لاجرم از زخم مینالی مدام

در چراغ عقل نبود آن فروغ

کآدمی را وارهاند از ظلام

هم مگر خورشید عشق آرد به روز

یا فروغ جام این تاریک شام

من دوای درد خود دانسته ام

از کف ساقی شراب لعل فام

شاهباز دست شه بودم که بست

حلقۀ زلف تو پایم چون حمام

بوسه و دشنام را یک یک بده

تا بدانم زان دو شیرین تر کدام

شِکّر از نِی کسب شیرینی نکرد

چاشنی از لعل جانان کرده وام

سر نزد هرگز به سعی باغبان

سروی از بستان بدینسان خوشخرام

جز مِی مردافکن عشق غیور

عقل سرکش را که خواهد کرد رام

باده میباید بدین شکرانه خورد

که به زاهد شد می گلگون حرام

ساقیا زان شیشه ام جامی بیار

تا زنم بر سنگ شیشۀ ننگ و نام

می فروش از ذوق می آگه تر است

هیچ کس جز جم نداند سرّ جام

می ندانم وصل و هجران از چه روست

آنقدر ناپایدار و مستدام

عاشقان را گر نبود امید وصل

عمر را با هجر کی بودی دوام؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۶نه چنان ز عشق بیمار وز هجر مستمندم
  2. شمارهٔ ۵۷ز جورت بس که شبها ناله چون مرغ سحر کردم
  3. شمارهٔ ۵۸من از میخانه زان رو ناگزیرم
  4. شمارهٔ ۵۹زان خاک که با خون دل آمیخته دارم
  5. شمارهٔ ۶۰ساقی بیار جامی کز چشم اشکبارم
  6. شمارهٔ ۶۱بجز رویت نخواهم رو به روی دیگری آرم
  7. شمارهٔ ۶۲ساقیا خیز که من نیز بر آن برخیزم
  8. شمارهٔ ۶۳ساقی بیار باده وزین جنس آتشم
همه‌ی غزلیات ←

غبار همدانی درباره‌ی غبار همدانی

سیّد حسین رضوی معروف به غبار همدانی (زادهٔ ۱۲۷۰ یا ۱۲۶۵ قمری در همدان - درگذشتهٔ ۱۳۲۲ قمری) شاعر همدانی است. وی از دومان حاج سیّد صادق امام جمعهٔ همدان و از سادات کبابى آن دیار بود. وى در همدان قدم به عرصۀ هستى نهاد. علوم ادبى و عربى را در زادگاهش فراگرفت و با استعداد سرشار و هوش و ذکاوت فوق‌‏العادّه‌‏ای که داشت در تحص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.