پرش به محتوای اصلی
غبار همدانی غبار همدانی

غزلیات

شمارهٔ ۵۸

من از میخانه زان رو ناگزیرم

که جز می نیست آبی در خمیرم

بیا ساقی که در وقت جوانی

به بازی کرد چرخ پیر پیرم

زپای افتاده ام هنگام رحم است

اَلا ای آنکه گفتی دستگیرم

همای اوج تقدیسم که چون جغد

ز ویران جهان آید صفیرم

ایا خرمن خدا بر خوشه چینان

گرت رحمی است مسکین و فقیرم

به من بس مهر دارد مادر دهر

که از پستان محنت داده شیرم

فکندم خون دل را ره به مژگان

که نقش غم بماند در ضمیرم

رساند زخم کاری زود زودم

فرستد مرهم امّا دیر دیرم

از آن ابرو زند گاهی به تیغم

وزان مژگان کشد گاهی به تیرم

گهی در پای قدّش پای بندم

گهی در دست زلفش دست گیرم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۰ساقی بیار جامی کز چشم اشکبارم
  2. شمارهٔ ۶۱بجز رویت نخواهم رو به روی دیگری آرم
  3. شمارهٔ ۶۲ساقیا خیز که من نیز بر آن برخیزم
  4. شمارهٔ ۶۳ساقی بیار باده وزین جنس آتشم
  5. شمارهٔ ۶۴در قمار عشق جانان باخت می‌خواهد دلم
  6. شمارهٔ ۶۵فریاد که آتش نهانم
  7. شمارهٔ ۶۶گرچه سخت افتاده در دام طبیعت مرغ جانم
  8. شمارهٔ ۶۷تا به زلف تو تاب می‌بینم
همه‌ی غزلیات ←

غبار همدانی درباره‌ی غبار همدانی

سیّد حسین رضوی معروف به غبار همدانی (زادهٔ ۱۲۷۰ یا ۱۲۶۵ قمری در همدان - درگذشتهٔ ۱۳۲۲ قمری) شاعر همدانی است. وی از دومان حاج سیّد صادق امام جمعهٔ همدان و از سادات کبابى آن دیار بود. وى در همدان قدم به عرصۀ هستى نهاد. علوم ادبى و عربى را در زادگاهش فراگرفت و با استعداد سرشار و هوش و ذکاوت فوق‌‏العادّه‌‏ای که داشت در تحص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.