پرش به محتوای اصلی
غبار همدانی غبار همدانی

غزلیات

شمارهٔ ۶۲

ساقیا خیز که من نیز بر آن برخیزم

که به جامی ز سر جان و جهان برخیزم

خرم آنروز که دیوانه‌وش اندر طلبت

با دو صد سلسله از اشک روان برخیزم

اگرم باد صبا بوی تو آرد به مشام

شمع‌سان رقص کنان از سر جان برخیزم

وه که سودای تو نگذاشت به بازار جهان

فارغم تا ز سر سود و زیان برخیزم

ساقیا گر قدحی خمر پیاپی بدهی

من به غمازی اسرار نهان برخیزم

گر به پیری روم از عشق تو در خاک چه باک

باز با عشق تو از خاک جوان برخیزم

کاش سیلاب سرشکم نفسی ننشیند

بلکه یکباره غبارا ز میان برخیزم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۴در قمار عشق جانان باخت می‌خواهد دلم
  2. شمارهٔ ۶۵فریاد که آتش نهانم
  3. شمارهٔ ۶۶گرچه سخت افتاده در دام طبیعت مرغ جانم
  4. شمارهٔ ۶۷تا به زلف تو تاب می‌بینم
  5. شمارهٔ ۶۸ساقیا می ده که تا ما عاقلیم
  6. شمارهٔ ۶۹ما از دل و دین در ره دلدار گذشتیم
  7. شمارهٔ ۷۰تا نکند درد رخنه در دل انسان
  8. شمارهٔ ۷۱چشم اگر پوشی ز کار خویشتن
همه‌ی غزلیات ←

غبار همدانی درباره‌ی غبار همدانی

سیّد حسین رضوی معروف به غبار همدانی (زادهٔ ۱۲۷۰ یا ۱۲۶۵ قمری در همدان - درگذشتهٔ ۱۳۲۲ قمری) شاعر همدانی است. وی از دومان حاج سیّد صادق امام جمعهٔ همدان و از سادات کبابى آن دیار بود. وى در همدان قدم به عرصۀ هستى نهاد. علوم ادبى و عربى را در زادگاهش فراگرفت و با استعداد سرشار و هوش و ذکاوت فوق‌‏العادّه‌‏ای که داشت در تحص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.