پرش به محتوای اصلی
غبار همدانی غبار همدانی

غزلیات

شمارهٔ ۶۸

ساقیا می ده که تا ما عاقلیم

در فنون عشقبازی جاهلیم

بسکه غافل خفته وقت کشت و کار

گاه محصول است و ما بیحاصلیم

لذت هستی به مستی حاصل است

ما به کلی زین دو معنی غافلیم

بر امید زخم دیگر زنده ایم

ورنه از زخم نخستین بسملیم

سرو باغ خلد بودیم و کنون

بر لب جوی جهان پا در گلیم

طلعت جانان ز جان محجوب نیست

ما میان جان و جانان حایلیم

از بلا غافل نشیند تنگ دل

ما گروه عاشقان دریا دلیم

موج طوفان بلا از سر گذشت

ما چنان فارغ که اندر ساحلیم

بار بگشودند همراهان و ما

هم در اول گام و اول منزلیم

مهر رخشانیم لیکن چون خلیل

رو به ما آرد غبارا آفلیم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۰تا نکند درد رخنه در دل انسان
  2. شمارهٔ ۷۱چشم اگر پوشی ز کار خویشتن
  3. شمارهٔ ۷۲از کوی نیک نامی باید قدم کشیدن
  4. شمارهٔ ۷۳ساقی قدحی پر کن مطرب به دفی کف زن
  5. شمارهٔ ۷۴هان ای مُغَنّی صبح شد برخیز و چنگی ساز کن
  6. شمارهٔ ۷۵با خویشتن فتاد مگر باز کار من
  7. شمارهٔ ۷۶ای مزرع مهر تو دل من
  8. شمارهٔ ۷۷از تغافل ساقی سرمست بی پروای من
همه‌ی غزلیات ←

غبار همدانی درباره‌ی غبار همدانی

سیّد حسین رضوی معروف به غبار همدانی (زادهٔ ۱۲۷۰ یا ۱۲۶۵ قمری در همدان - درگذشتهٔ ۱۳۲۲ قمری) شاعر همدانی است. وی از دومان حاج سیّد صادق امام جمعهٔ همدان و از سادات کبابى آن دیار بود. وى در همدان قدم به عرصۀ هستى نهاد. علوم ادبى و عربى را در زادگاهش فراگرفت و با استعداد سرشار و هوش و ذکاوت فوق‌‏العادّه‌‏ای که داشت در تحص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.