پرش به محتوای اصلی
غبار همدانی غبار همدانی

غزلیات

شمارهٔ ۶۷

تا به زلف تو تاب می‌بینم

خویش را در طناب می‌بینم

دم به دم از هجوم لشکر عشق

ملک دل را خراب می‌بینم

بس که از تشنگی روانم سوخت

هرچه می‌بینم آب می‌بینم

بر سر موج بحر ناکامی

خویشتن را حباب می‌بینم

سوی هر راه می‌گشایم چشم

صدهزار آفتاب می‌بینم

با همه تشنه‌کامی از هرسو

می‌شتابم سراب می‌بینم

دیده را در میان لجۀ اشک

مضطرب چون حباب می‌بینم

پیش آن آفتاب‌رو چو غبار

همه خود را حجاب می‌بینم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۹ما از دل و دین در ره دلدار گذشتیم
  2. شمارهٔ ۷۰تا نکند درد رخنه در دل انسان
  3. شمارهٔ ۷۱چشم اگر پوشی ز کار خویشتن
  4. شمارهٔ ۷۲از کوی نیک نامی باید قدم کشیدن
  5. شمارهٔ ۷۳ساقی قدحی پر کن مطرب به دفی کف زن
  6. شمارهٔ ۷۴هان ای مُغَنّی صبح شد برخیز و چنگی ساز کن
  7. شمارهٔ ۷۵با خویشتن فتاد مگر باز کار من
  8. شمارهٔ ۷۶ای مزرع مهر تو دل من
همه‌ی غزلیات ←

غبار همدانی درباره‌ی غبار همدانی

سیّد حسین رضوی معروف به غبار همدانی (زادهٔ ۱۲۷۰ یا ۱۲۶۵ قمری در همدان - درگذشتهٔ ۱۳۲۲ قمری) شاعر همدانی است. وی از دومان حاج سیّد صادق امام جمعهٔ همدان و از سادات کبابى آن دیار بود. وى در همدان قدم به عرصۀ هستى نهاد. علوم ادبى و عربى را در زادگاهش فراگرفت و با استعداد سرشار و هوش و ذکاوت فوق‌‏العادّه‌‏ای که داشت در تحص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.