پرش به محتوای اصلی
غبار همدانی غبار همدانی

غزلیات

شمارهٔ ۷۷

از تغافل ساقی سرمست بی پروای من

خون دل ریزد بجای باده در مینای من

مفلسان را گر مِی و مطرب نباشد گو مباش

سینۀ من بربط من اشک من صهبای من

صد هزاران سرو را پامال خاک ره کند

چون خِرامد در چمن سرو سهی بالای من

ساقیا صاف ار نداری دُردِئی کز تاب دود

خون دل پالوده دارد چشم خون پالای من

چون نگریم از غمش خود از تبسم بشکند

آن لب چون لعل نرخ لؤلؤ لالای من

سالها دهقان قدرت بوستانبانی کند

تا تماشا را به باغ آرد سمن سیمای من

لامکان پیماست رخش همّتم لیکن چه سود

لنگ شد در سنگلاخ غم جهانپیمای من

عاقبت دانم که در میدان جانبازی عشق

در سراندازی سر اندازد مرا سودای من

قلب دل در بوتۀ هجران سیه گردید و نیست

کیمیای وصل جانان را جویی پروای من

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۹خم می افلاک و جامش آفتاب و ارض عالم میکده
  2. شمارهٔ ۸۰دیداردن گر ایلده جانان مضایقه
  3. شمارهٔ ۸۱زند چون آتش حسنش زبانه
  4. شمارهٔ ۸۲ای سلسله زلفت سرمایۀ رسوایی
  5. شمارهٔ ۸۳چندانکه جهد کردم با زهد و پارسایی
  6. شمارهٔ ۸۴تا کی رودم خون دل از هر مژه چون جوی
  7. شمارهٔ ۸۵ای خوش آن دردی که درمانش توئی
  8. شمارهٔ ۸۶ای لعل لبت کوثر و رویت چو بهشتی
همه‌ی غزلیات ←

غبار همدانی درباره‌ی غبار همدانی

سیّد حسین رضوی معروف به غبار همدانی (زادهٔ ۱۲۷۰ یا ۱۲۶۵ قمری در همدان - درگذشتهٔ ۱۳۲۲ قمری) شاعر همدانی است. وی از دومان حاج سیّد صادق امام جمعهٔ همدان و از سادات کبابى آن دیار بود. وى در همدان قدم به عرصۀ هستى نهاد. علوم ادبى و عربى را در زادگاهش فراگرفت و با استعداد سرشار و هوش و ذکاوت فوق‌‏العادّه‌‏ای که داشت در تحص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.