پرش به محتوای اصلی
غبار همدانی غبار همدانی

غزلیات

شمارهٔ ۸۳

چندانکه جهد کردم با زهد و پارسایی

دل را ز دام زلفت ممکن نشد رهایی

بگشا گره ز کارم کاندر جهان نیاید

جز عقده های زلفت از کَس گره گشایی

با شیخ الفت ما البته راست ناید

ما صوفئیم و بدنام او زاهد ریائی

ساقی بیا که گر دوست بیگانگی ز ما کرد

ما با کسی نداریم پروای آشنایی

دی پیر می فروشم گفت از سر نصیحت

تا در ده خدائی بگذر ز کدخدایی

کشتی شکستگان را چون بخت واژگون شد

گشتند غرق دریا از لاف ناخدایی

رحمت نگر که هرگز از عاجزان مسکین

دوری نمیکند دوست با وصف کبریایی

در عین دل شکستن در کار دلنوازیست

در حال جان ستانی مشغول جان فزائی

بر حال زارم اکنون جانانه رحمت آورد

کافر و رنج حرمان بر صدمت جدائی

خوشتر ز زندگی چیست مردن به نامرادی

بهتر ز کامرانی ماندن به بینوائی

دست از طلب ندارم زین پس که مرد درویش

کشکول خویش پر کرد از دولت گدائی

هرگز غبار ازین بحر بیرون نمیبری جان

کس در جهان ندیدست بی دست و پا شنائی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۵ای خوش آن دردی که درمانش توئی
  2. شمارهٔ ۸۶ای لعل لبت کوثر و رویت چو بهشتی
  3. شمارهٔ ۸۷به کامم زهر شد تریاق هستی
  4. شمارهٔ ۸۸خیال توبه کردم دی ز مستی
  5. شمارهٔ ۸۹هلالم ز ابرو بتا تا نمودی
  6. شمارهٔ ۹۰نگار من تو چون در قصد آزار دل زاری
  7. شمارهٔ ۹۱نباشم راحت از دستت چه در خواب و چه بیداری
  8. شمارهٔ ۹۲ساقیا در دادن دردی چرا اندیشه داری؟
همه‌ی غزلیات ←

غبار همدانی درباره‌ی غبار همدانی

سیّد حسین رضوی معروف به غبار همدانی (زادهٔ ۱۲۷۰ یا ۱۲۶۵ قمری در همدان - درگذشتهٔ ۱۳۲۲ قمری) شاعر همدانی است. وی از دومان حاج سیّد صادق امام جمعهٔ همدان و از سادات کبابى آن دیار بود. وى در همدان قدم به عرصۀ هستى نهاد. علوم ادبى و عربى را در زادگاهش فراگرفت و با استعداد سرشار و هوش و ذکاوت فوق‌‏العادّه‌‏ای که داشت در تحص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.