پرش به محتوای اصلی
غبار همدانی غبار همدانی

غزلیات

شمارهٔ ۹۰

نگار من تو چون در قصد آزار دل زاری

ز دست خود بیازارش ز اغیارش چو آزاری

نباشد در جهان یکسر غمی گویا ازین بدتر

بیازاری شناسا را بُتا از دست اغیاری

به هر کس وانمایم دل که دل را واخرد از غم

بیفزاید به بار دل غم چندی چو سرباری

نگردی تا چو من شیدا به روی لعبت زیبا

کجا آگه شوی جانا ز آسیب گرفتاری

بامیدی که برداری شبی پای عیادت را

نمیخواهم که بردارم سر از بالین بیماری

به محراب ار گَهِ طاعت ببینم طاق ابرویت

ز قبله رو بگردانم ثنای تو کنم جاری

مرا در روز و شب باشد دو چشم خونفشان بر در

بامید وصال تو عزیز دل چه بیم آری

دلا از باغ غم بردن چو نبود چاره در عالم

صلاحت پس دراین باشد که بار عشق برداری

غبارا رونق از شهد و شکر بردی ز گفتارت

ز چشم بد نیابی بد که طبعی نیشکر داری

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۲ساقیا در دادن دردی چرا اندیشه داری؟
  2. شمارهٔ ۹۳ای مطرب دل ترسم زین پرده که بنوازی
  3. شمارهٔ ۹۴به جانم کارگر شد زهر و ساقی راست تریاقی
  4. شمارهٔ ۹۵بر گردنم از مویت پیوسته طناب اولی
  5. شمارهٔ ۹۶به شهرعشق نه روز و نه هفته است و نه سالی
  6. شمارهٔ ۹۷باد صبح از گلستان آید همی
  7. شمارهٔ ۹۸نوازیم تو اگر بر نگارش قلمی
  8. شمارهٔ ۹۹بت ابرو کمانی از کمینی
همه‌ی غزلیات ←

غبار همدانی درباره‌ی غبار همدانی

سیّد حسین رضوی معروف به غبار همدانی (زادهٔ ۱۲۷۰ یا ۱۲۶۵ قمری در همدان - درگذشتهٔ ۱۳۲۲ قمری) شاعر همدانی است. وی از دومان حاج سیّد صادق امام جمعهٔ همدان و از سادات کبابى آن دیار بود. وى در همدان قدم به عرصۀ هستى نهاد. علوم ادبى و عربى را در زادگاهش فراگرفت و با استعداد سرشار و هوش و ذکاوت فوق‌‏العادّه‌‏ای که داشت در تحص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.