پرش به محتوای اصلی
غبار همدانی غبار همدانی

غزلیات

شمارهٔ ۹۴

به جانم کارگر شد زهر و ساقی راست تریاقی

به تلخی جان شیرین می‌سپارم رحمی ای ساقی

ز راه شوخی آلوده به شکّرخنده دشنامی

علاج درد ما کردی به زهر آلوده تریاقی

طبیبان را بسوزد دل چو بیماری سپارد جان

طبیبی عامداً ساع به قتلی بل و احراقی

شرار آه جانم سوختی تا بودمت عاشق

فلما صرت مشتاقا جری دمغی لاعراقی

ز درد اشتیاقم بر لب آمد جان و می‌ترسم

نماند فرصتم چندان که گویم شرح مشتاقی

ز دیوان ازل رزقم اگر پیمود می‌آمد

غلط باشد به حق آموختن آیین رزاقی

نیارد صفحه طاقت تا نویسم شرح هجران را

مگر از پاره‌های دل فراهم گردد اوراقی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۶به شهرعشق نه روز و نه هفته است و نه سالی
  2. شمارهٔ ۹۷باد صبح از گلستان آید همی
  3. شمارهٔ ۹۸نوازیم تو اگر بر نگارش قلمی
  4. شمارهٔ ۹۹بت ابرو کمانی از کمینی
  5. شمارهٔ ۱۰۰به دریا خویش را تا لا نبینی
  6. شمارهٔ ۱۰۱سفالین خُمُّ و در وی لعلگون می
همه‌ی غزلیات ←

غبار همدانی درباره‌ی غبار همدانی

سیّد حسین رضوی معروف به غبار همدانی (زادهٔ ۱۲۷۰ یا ۱۲۶۵ قمری در همدان - درگذشتهٔ ۱۳۲۲ قمری) شاعر همدانی است. وی از دومان حاج سیّد صادق امام جمعهٔ همدان و از سادات کبابى آن دیار بود. وى در همدان قدم به عرصۀ هستى نهاد. علوم ادبى و عربى را در زادگاهش فراگرفت و با استعداد سرشار و هوش و ذکاوت فوق‌‏العادّه‌‏ای که داشت در تحص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.