پرش به محتوای اصلی
غبار همدانی غبار همدانی

غزلیات

شمارهٔ ۹۷

باد صبح از گلستان آید همی

یا زکوی دلستان آید همی

سوی من چون بوی رحمن از یمن

بوی آن جان جهان آید همی

می طپد دل چون جلاجل تا بگوش

بانگ زنگ کاروان آید همی

پیکرم شد چون هلال از انتظار

کان مه لاغر میان آید همی

از فراق آن لب یاقوت فام

خون دل از دیدگان آید همی

ناف آهو بوی مویش کی کند

کز نسیمش بوی جان آید همی

پیش تیر آن بت ابروکمان

مرغ دل بازی کنان آید همی

شصت برنگرفته از یک چوبه تیر

صد خدنگ از وی به جان آید همی

هر کجا دردیست درمان ناپذیر

بر تن این ناتوان آید همی

داستان عشق با زاهد مگوی

بوی خون زین داستان آید همی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۹بت ابرو کمانی از کمینی
  2. شمارهٔ ۱۰۰به دریا خویش را تا لا نبینی
  3. شمارهٔ ۱۰۱سفالین خُمُّ و در وی لعلگون می
همه‌ی غزلیات ←

غبار همدانی درباره‌ی غبار همدانی

سیّد حسین رضوی معروف به غبار همدانی (زادهٔ ۱۲۷۰ یا ۱۲۶۵ قمری در همدان - درگذشتهٔ ۱۳۲۲ قمری) شاعر همدانی است. وی از دومان حاج سیّد صادق امام جمعهٔ همدان و از سادات کبابى آن دیار بود. وى در همدان قدم به عرصۀ هستى نهاد. علوم ادبى و عربى را در زادگاهش فراگرفت و با استعداد سرشار و هوش و ذکاوت فوق‌‏العادّه‌‏ای که داشت در تحص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.