پرش به محتوای اصلی
غبار همدانی غبار همدانی

غزلیات

شمارهٔ ۹۲

ساقیا در دادن دردی چرا اندیشه داری؟

دُرد انصاف است آخر اینکه اندرشیشه داری

ای سهی قامت چه سرواستی که آب لطف و خوبی

میخوری از جویبار چشم و در دل ریشه داری

صد هزاران زخم دارد بیستون از عشق شیرین

تا کی ای فرهاد مینالی که زخم تیشه داری

تا به کی در سایۀ مژگان خزی ای چشم جادو

طرفه آهویی که همچون شیر جا در بیشه داری

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۴به جانم کارگر شد زهر و ساقی راست تریاقی
  2. شمارهٔ ۹۵بر گردنم از مویت پیوسته طناب اولی
  3. شمارهٔ ۹۶به شهرعشق نه روز و نه هفته است و نه سالی
  4. شمارهٔ ۹۷باد صبح از گلستان آید همی
  5. شمارهٔ ۹۸نوازیم تو اگر بر نگارش قلمی
  6. شمارهٔ ۹۹بت ابرو کمانی از کمینی
  7. شمارهٔ ۱۰۰به دریا خویش را تا لا نبینی
  8. شمارهٔ ۱۰۱سفالین خُمُّ و در وی لعلگون می
همه‌ی غزلیات ←

غبار همدانی درباره‌ی غبار همدانی

سیّد حسین رضوی معروف به غبار همدانی (زادهٔ ۱۲۷۰ یا ۱۲۶۵ قمری در همدان - درگذشتهٔ ۱۳۲۲ قمری) شاعر همدانی است. وی از دومان حاج سیّد صادق امام جمعهٔ همدان و از سادات کبابى آن دیار بود. وى در همدان قدم به عرصۀ هستى نهاد. علوم ادبى و عربى را در زادگاهش فراگرفت و با استعداد سرشار و هوش و ذکاوت فوق‌‏العادّه‌‏ای که داشت در تحص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.