پرش به محتوای اصلی
غبار همدانی غبار همدانی

غزلیات

شمارهٔ ۸۹

هلالم ز ابرو بتا تا نمودی

دل از دست دیوانۀ خود ربودی

کشد گر به بتخانه نقشت، مصّور

به یکدفعه بت ها کنندت سجودی

ندانم چرا شش جهت شد معطر

سحر شانه تا گیسوان را نمودی

به فتراک بستی دلم همچو آهو

چو عقده ز گیسوی مشکین گشودی

نماید به رویت دو زلف پریشان

چو پیچیده دودی به مجمر ز عودی

به سوز نهانی ز عشق تو اینک

لب خشک و چشم تر من شهودی

به نقشت قلم زد چو نقاش قدرت

ز نقشت همی خویشتن را ستودی

هزاران هزار آفرین صانعی را

که داد از عدم چون تویی را وجودی

به بیداریش چون نیابی غباری

هماره چو چشم خمارش غنودی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۱نباشم راحت از دستت چه در خواب و چه بیداری
  2. شمارهٔ ۹۲ساقیا در دادن دردی چرا اندیشه داری؟
  3. شمارهٔ ۹۳ای مطرب دل ترسم زین پرده که بنوازی
  4. شمارهٔ ۹۴به جانم کارگر شد زهر و ساقی راست تریاقی
  5. شمارهٔ ۹۵بر گردنم از مویت پیوسته طناب اولی
  6. شمارهٔ ۹۶به شهرعشق نه روز و نه هفته است و نه سالی
  7. شمارهٔ ۹۷باد صبح از گلستان آید همی
  8. شمارهٔ ۹۸نوازیم تو اگر بر نگارش قلمی
همه‌ی غزلیات ←

غبار همدانی درباره‌ی غبار همدانی

سیّد حسین رضوی معروف به غبار همدانی (زادهٔ ۱۲۷۰ یا ۱۲۶۵ قمری در همدان - درگذشتهٔ ۱۳۲۲ قمری) شاعر همدانی است. وی از دومان حاج سیّد صادق امام جمعهٔ همدان و از سادات کبابى آن دیار بود. وى در همدان قدم به عرصۀ هستى نهاد. علوم ادبى و عربى را در زادگاهش فراگرفت و با استعداد سرشار و هوش و ذکاوت فوق‌‏العادّه‌‏ای که داشت در تحص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.