پرش به محتوای اصلی
غبار همدانی غبار همدانی

غزلیات

شمارهٔ ۸۸

خیال توبه کردم دی ز مستی

ولی از توبه نِی از می پرستی

بیا ساقی بده می تا بشویم

ز لوح خودپرستی نقش هستی

مرا درسی که استاد ازل گفت

حدیث عشق بود و رمز مستی

تو پنداری که زالی باکلافی

به عمداً نرخ یوسف می شکستی

چو شاه عشق باج از ملک دل خاست

نمی بخشد به عذر تنگدستی

تو صاحب نعمتی ساقی ببخشای

به مخموری که دارد تنگدستی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۰نگار من تو چون در قصد آزار دل زاری
  2. شمارهٔ ۹۱نباشم راحت از دستت چه در خواب و چه بیداری
  3. شمارهٔ ۹۲ساقیا در دادن دردی چرا اندیشه داری؟
  4. شمارهٔ ۹۳ای مطرب دل ترسم زین پرده که بنوازی
  5. شمارهٔ ۹۴به جانم کارگر شد زهر و ساقی راست تریاقی
  6. شمارهٔ ۹۵بر گردنم از مویت پیوسته طناب اولی
  7. شمارهٔ ۹۶به شهرعشق نه روز و نه هفته است و نه سالی
  8. شمارهٔ ۹۷باد صبح از گلستان آید همی
همه‌ی غزلیات ←

غبار همدانی درباره‌ی غبار همدانی

سیّد حسین رضوی معروف به غبار همدانی (زادهٔ ۱۲۷۰ یا ۱۲۶۵ قمری در همدان - درگذشتهٔ ۱۳۲۲ قمری) شاعر همدانی است. وی از دومان حاج سیّد صادق امام جمعهٔ همدان و از سادات کبابى آن دیار بود. وى در همدان قدم به عرصۀ هستى نهاد. علوم ادبى و عربى را در زادگاهش فراگرفت و با استعداد سرشار و هوش و ذکاوت فوق‌‏العادّه‌‏ای که داشت در تحص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.