پرش به محتوای اصلی
غبار همدانی غبار همدانی

غزلیات

شمارهٔ ۸۷

به کامم زهر شد تریاق هستی

به مِی ساقی بشوی اوراق هستی

نبود ار نیستی پایان هر هست

نگشتی هیچ کس مشتاق هستی

اگر دستم نبستی رشتۀ مهر

شکست افکندمی بر طاق هستی

نهان در جوهر عشق آتشی هست

که تاثیر وی است احراق هستی

مرا با دوست پیمان محبت

بود محکمتر از میثاق هستی

به نَرد نیستی تا باختم عشق

گرو بردم ز جفت و طاق هستی

دلیل راه عشق آمد وگرنه

ندارد عقل استحقاق هستی

اگر همت نبودی همره خاک

نگشتی قابل اشراق هستی

غبار از بحر حیرت کی برآید

که سر تاپاست استغراق هستی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۹هلالم ز ابرو بتا تا نمودی
  2. شمارهٔ ۹۰نگار من تو چون در قصد آزار دل زاری
  3. شمارهٔ ۹۱نباشم راحت از دستت چه در خواب و چه بیداری
  4. شمارهٔ ۹۲ساقیا در دادن دردی چرا اندیشه داری؟
  5. شمارهٔ ۹۳ای مطرب دل ترسم زین پرده که بنوازی
  6. شمارهٔ ۹۴به جانم کارگر شد زهر و ساقی راست تریاقی
  7. شمارهٔ ۹۵بر گردنم از مویت پیوسته طناب اولی
  8. شمارهٔ ۹۶به شهرعشق نه روز و نه هفته است و نه سالی
همه‌ی غزلیات ←

غبار همدانی درباره‌ی غبار همدانی

سیّد حسین رضوی معروف به غبار همدانی (زادهٔ ۱۲۷۰ یا ۱۲۶۵ قمری در همدان - درگذشتهٔ ۱۳۲۲ قمری) شاعر همدانی است. وی از دومان حاج سیّد صادق امام جمعهٔ همدان و از سادات کبابى آن دیار بود. وى در همدان قدم به عرصۀ هستى نهاد. علوم ادبى و عربى را در زادگاهش فراگرفت و با استعداد سرشار و هوش و ذکاوت فوق‌‏العادّه‌‏ای که داشت در تحص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.