پرش به محتوای اصلی
غبار همدانی غبار همدانی

غزلیات

شمارهٔ ۸۲

ای سلسله زلفت سرمایۀ رسوایی

باز آی که رسوا کرد ما را دل شیدایی

بی سلسلۀ زلفت دانی که چها کردست

تاریک شب هجران با این سر سودایی

ای سرو سهی قامت وقت است که از بستان

بخرامی و بنمایی بر سرو دلارایی

با کوکب بخت خود تا روز همی جنگم

بی مِهر رخت هر شب در گوشۀ تنهایی

بر طلعت خویش از زلف گر پرده همی پوشی

باید که بپوشی چشم از چشم تماشایی

رخسارۀ رنگینت خونخواره نمی خواهد

خون دل ما تا چند از دیده بپالایی

هرگز دل مجنونم آرام نمیگیرد

تا از خَم زلفینت یک سلسله نگشایی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۴تا کی رودم خون دل از هر مژه چون جوی
  2. شمارهٔ ۸۵ای خوش آن دردی که درمانش توئی
  3. شمارهٔ ۸۶ای لعل لبت کوثر و رویت چو بهشتی
  4. شمارهٔ ۸۷به کامم زهر شد تریاق هستی
  5. شمارهٔ ۸۸خیال توبه کردم دی ز مستی
  6. شمارهٔ ۸۹هلالم ز ابرو بتا تا نمودی
  7. شمارهٔ ۹۰نگار من تو چون در قصد آزار دل زاری
  8. شمارهٔ ۹۱نباشم راحت از دستت چه در خواب و چه بیداری
همه‌ی غزلیات ←

غبار همدانی درباره‌ی غبار همدانی

سیّد حسین رضوی معروف به غبار همدانی (زادهٔ ۱۲۷۰ یا ۱۲۶۵ قمری در همدان - درگذشتهٔ ۱۳۲۲ قمری) شاعر همدانی است. وی از دومان حاج سیّد صادق امام جمعهٔ همدان و از سادات کبابى آن دیار بود. وى در همدان قدم به عرصۀ هستى نهاد. علوم ادبى و عربى را در زادگاهش فراگرفت و با استعداد سرشار و هوش و ذکاوت فوق‌‏العادّه‌‏ای که داشت در تحص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.