پرش به محتوای اصلی
غبار همدانی غبار همدانی

غزلیات

شمارهٔ ۸۱

زند چون آتش حسنش زبانه

دو صد خرمن بسوزد بی بهانه

دلا گر نیستی پروانه بگذر

که سرکش گشت آتش را زبانه

سَر هستی ندارم بی تو دیگر

که بردارم سَر از این آستانه

دلا دیدی که صد ره با تو گفتم

خط و خال بتان دام است و دانه

چو شمع از سوختن پروا نمیکرد

چرا شد دامنش پروانه خانه

خرابم کرد عشق امّا ندانم

در این ویران نهفت آن گنج یا نه

مرا ساقی سحرگه ساغری داد

که فارغ گشتم از دُرد شبانه

چو ماهی مردم چشمم هراسان

ز موج اشک می گیرد کرانه

بیا ساقی بیا تا مِی بنوشم

به بانگ بربط و چنگ و چغانه

یکی بر کش نقاب از مهر رخسار

که برخیزد غبار از این میانه

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۳چندانکه جهد کردم با زهد و پارسایی
  2. شمارهٔ ۸۴تا کی رودم خون دل از هر مژه چون جوی
  3. شمارهٔ ۸۵ای خوش آن دردی که درمانش توئی
  4. شمارهٔ ۸۶ای لعل لبت کوثر و رویت چو بهشتی
  5. شمارهٔ ۸۷به کامم زهر شد تریاق هستی
  6. شمارهٔ ۸۸خیال توبه کردم دی ز مستی
  7. شمارهٔ ۸۹هلالم ز ابرو بتا تا نمودی
  8. شمارهٔ ۹۰نگار من تو چون در قصد آزار دل زاری
همه‌ی غزلیات ←

غبار همدانی درباره‌ی غبار همدانی

سیّد حسین رضوی معروف به غبار همدانی (زادهٔ ۱۲۷۰ یا ۱۲۶۵ قمری در همدان - درگذشتهٔ ۱۳۲۲ قمری) شاعر همدانی است. وی از دومان حاج سیّد صادق امام جمعهٔ همدان و از سادات کبابى آن دیار بود. وى در همدان قدم به عرصۀ هستى نهاد. علوم ادبى و عربى را در زادگاهش فراگرفت و با استعداد سرشار و هوش و ذکاوت فوق‌‏العادّه‌‏ای که داشت در تحص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.