پرش به محتوای اصلی
غبار همدانی غبار همدانی

غزلیات

شمارهٔ ۸۴

تا کی رودم خون دل از هر مژه چون جوی

تا بو که تو چون سرو خرامان بِبَرآئی

بیمار غمت جان به لب و دل نگران است

شاید که به آئین طبیبان بدر آئی

من شمع صفت گریه کنان جان دهم از شوق

چون صبح تو گر با لب خندان ببر آئی

شک نیست که جمعیت خاطر دهدم دست

آن شب که تو با زلف پریشان ببر آئی

پروانه صفت جامۀ جان پیش تو سوزم

چون شمع اگر ای کوکب رخشان ببر آئی

مشکل بتوان زیست به هجران تو هر چند

باور نتوان کرد که آسان ببرآیی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۶ای لعل لبت کوثر و رویت چو بهشتی
  2. شمارهٔ ۸۷به کامم زهر شد تریاق هستی
  3. شمارهٔ ۸۸خیال توبه کردم دی ز مستی
  4. شمارهٔ ۸۹هلالم ز ابرو بتا تا نمودی
  5. شمارهٔ ۹۰نگار من تو چون در قصد آزار دل زاری
  6. شمارهٔ ۹۱نباشم راحت از دستت چه در خواب و چه بیداری
  7. شمارهٔ ۹۲ساقیا در دادن دردی چرا اندیشه داری؟
  8. شمارهٔ ۹۳ای مطرب دل ترسم زین پرده که بنوازی
همه‌ی غزلیات ←

غبار همدانی درباره‌ی غبار همدانی

سیّد حسین رضوی معروف به غبار همدانی (زادهٔ ۱۲۷۰ یا ۱۲۶۵ قمری در همدان - درگذشتهٔ ۱۳۲۲ قمری) شاعر همدانی است. وی از دومان حاج سیّد صادق امام جمعهٔ همدان و از سادات کبابى آن دیار بود. وى در همدان قدم به عرصۀ هستى نهاد. علوم ادبى و عربى را در زادگاهش فراگرفت و با استعداد سرشار و هوش و ذکاوت فوق‌‏العادّه‌‏ای که داشت در تحص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.